یکی از قدیمی ترین زندانیان سیاسی محکوم به اعدام شد
بنابه گزارش " فعالین حقوق
بشر و
دمکراسی در ایران" ، زندانی
سیاسی علی صارمی به خاطر شرکت در مراسم
نوزدهمین
سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی
سال 1367 دستگیر شده بود به اعدام محکوم شد.
روز
سه شنبه 8 دی ماه زندانی سیاسی
علی صارمی 62 ساله پس از 28 ماه بازداشت و
بلاتکلیفی
بدلیل شرکت در مراسم نوزدهمین
سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 و
بعد از
چندین بار به تعویق انداختن
دادگاه وی توسط صلواتی قاضی فرمایشی ولی فقیه
روز
گذشته از طریق پیک قوۀ قضائیه
حکم اعدام را به او ابلاغ کردند.
زندانی سیاسی علی
صارمی در 14 شهریورماه 1386
پس از شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام
زندانیان
سیاسی با یورش مامورین وزارت
اطلات به فرماندهی فردی با نام مستعار علوی از
سر
بازجویان و شکنجه گران بند 209
دستگیر و به سلولهای انفرادی زندان اوین منتقل
شد.
آقای صارمی بیش از 7 ماه در
بند 209 بسر برد. پس از آن او را به بند 350
زندان اوین
منتقل کردند . در طی مدتی که
دربند 350 بود بارها مورد برخوردهای غیر
انسانی شکنجه
گر معروم بند 350 بزرگ نیا
قرار گرفت و به دستور بازجویان وزارت اطلاعات
و توسط
بزرگ نیا به سلولهای انفرادی
متقل
گردید.او همچنین از نارحتیهای
متعدد جسمی رنج می
برد و نیاز مبرم به عمل جراحی
دارد ولی هیچگاه او را مورد درمان قرار
ندادند
عاشورای خونین 6/10/88
تظاهرات روز عاشورا چنان گسترده بود که نیروهای سرکوبگر را پراکنده کرده بود و طبعاً مردم مقاومت بهتر و بیشتری از خود نشان دادند.
از میدان توحید گذشتم نیروهای انتظامی جوانی را به همراه ماشینش به جرم بوق زدن مورد ضرب و شتم قرار دادند و با مقاومت و اعتراض و هو کردن مردم رهایش کردند.
سر خیابان خوش پلیس ویژه صف کشیده بود و شروع کردند به کوبیدن بر سپرها تا وحشت ایجاد کنند اما جمعیت چنان زیاد بود که همه شروع کردند با سنگ یا هر وسیله دیگری به کوبیدن روی نرده ها و ستونها و میله های فلزی و هر چیزی که صدا داشت، پلیسها با حیرت نگاه می کردند و آرام آرام زدنشان قطع شد. توی چشم بعضی ها اشک شوق را می دیدم. به زانو درآمدن شان نزدیک است.
در تقاطع نواب-آزادی جوانها تابلو های آهنی علایم رانندگی را از دل خاک و با زحمت زیاد درآورند و به همراه پرچین های کنار باغچه ها چهارراه را بستند تا سدی برای نیروهای مثلاً امنیتی باشد. شعار مرگ بر خامنه ای ورد زبان همه بود. مرد درشت هیکلی که پنهانی فیلم می گرفت و تک افتاده بود شناسایی شد و پا به فرارگذاشت اما گرفتند و گوشمالی اساسی به او دادند. گاز اشک آور هم پی در پی برایمان ارسال می شد. پوست صورتم بدجوری می سوخت و نفسم بالا نمی آمد. تمام خیابان دود و آتش شده بود. نبش خیابان فرصت الوارهای ساختمانی نیمه کاره را به وسط خیابان کشاندند تا سد معبر بسازند. در همین موقع جوانی که کلاه کاسکت یک پلیس ویژه را سر دست گرفته بود به میان جمع دوید و از هر طرف مورد تشویق قرار گرفت. مردم فریادمی زدند: این ماه ماه خونه/سیدعلی سرنگونه (یا یزید یا دیکتاتور)، حسین حسین شعارشون/تجاوز افتخارشون.
به سمت خیابان اسکندری رفتم.جمعیت انبوهی شعارمی دادندابوالفضل ابوالفضل/علی رووردارببر.به سمت چهارراه بعدرفتم آنجامیگفتند:عزاعزاست امروز/روزعزاست امروز/ملت سبزایران صاحب عزاست امروز.اما مرگ بر خامنه ای چاشنی همه شعارها بود.
در این وقت از جمالزاده وارد خیابان آزادی شدم خیابان خالی از جمعیت و ماشین بود و حدود دویست موتورسوار دو ترکه به سمت غرب در حرکت بودند و باتومها را با هیاهو تکان می دادند. به سمت چپ خیابان رفتم و مسیرم را جمهوری تعیین کردم تا گستردگی تظاهرات را ببینم. سر خیابان زارع پر از نیروهای ویژه بود. به طرف جنوب رفتم شعار و فریاد همه بلندبود می گفتند: خودفروش خودفروش/خجالت خجالت. شعله آتش عظیمی برپا بود که بسیجی ها با حمایت پلیس ویژه مردم را متفرق می کردند.از خیابان ساسان به طرف غرب برگشتم و به آزادی رسیدم. همان طور که حدس زده بودم همه نیروهایشان کنترل خیابان را در دست داشتند.
شنیده ها: درتقاطع خیابان خوش-آزادی چندین بسیجی،خوب کتک خوردند.
تا کنون 15 نفر کشته شده اند و بیش از سیصد تن هم مجروح. پزشکی از بیمارستان نجمه می گفت هفده نفر را که تیر خورده بودند به بیمارستان آورده اند و تعدادی را تحت عمل جراحی قرار داده اند.
تاکنون خبری از دفن جان باختگان در دست نیست و جسد خواهرزاده موسوی گمشده. اینترنت و اس ام اس ها قطع شده اند...
ضمناً سبزهای آن طرف آب دارند صانعی را به جای منتظری جا می زنند و ادعای سکولاریسم شان ما را بیچاره کرده است.
ارسالی به زنان دیگر
اینها را فقط برای این مینویسم که یک وقت
فکر نکنید لالام
بهمن
دارالشفایی
.
من هم مثل خیلیها از وقتی اولین ویدئوهای عاشورا را دیدم، حواسم رفت به همان چیزی که یک عده بهش میگویند دفاع و یک عده میگویند خشونت سبزها. باز هم مثل خیلیها بیشتر یادداشتهایی را که در این باره نوشته شد خواندم و همینطور بیشتر روایتهای شخصی را. با چند نفر از آدمهایی که قبولشان دارم و در روز عاشورا در خیابان بودند حرف زدم و خلاصه بهش فکر کردم. ولی هنوز هم به نتیجهای نرسیدهام. یعنی نه میتوانم با آنها که اتفاقاتی را که روز عاشورا افتاد محکوم میکنند و خیلی نگرانش هستند همنظر باشم و نه با آنها که میگویند هیچ اتفاق بدی نیفتاده.
ولی یک چیز را میدانم. آن هم اینکه اتفاقی که روز عاشورا افتاد برای من جدید نبود. روز ۳۰ خرداد همه این صحنهها در تهران اتفاق افتاد. مردم هر جا زورشان رسید (مثلاً در خیابان ستارخان) به گاردیها سنگ پرت کردند. ماشین نیروی انتظامی که دستشان افتاد آتش زدند. حتی دو سه تا اتوبوس هم آتش زدند. هر جا بسیجی یا لباسشخصی دستشان افتاد حسابی از خجالتش درآمدند. تقاطع خوش و آزادی، سنگ بود که از دو طرف به سمت موتور لباسشخصیها پرت میشد (و در همه این موراد دست کم یکی از نزدیکترین آدمهایم شاهد بودهاند).
من فکر میکنم خشونت کردن مردم نسبت مستقیم با دو چیز دارد: یکی میزان خشونت طرف مقابل، و یکی هم تعداد مردم و اینکه زورشان چقدر میچربد.
یک روز میشود ۲۵ خرداد یا روز قدس یا نمازجمعه هاشمی که خشونت طرف مقابل زیاد نیست و مردم هم در کل آرام از کنار آن میگذرند. یک روز هم هست مثل ۱۳ آبان که حجم سرکوب زیاد است، اما مردم انتظارش را نداشتهاند و از شدت سرکوب شوکه میشوند و بهرغم پرتعداد بودن، پخشتر از آن هستند که بتوانند مقابله به مثل کنند.
به نظر من بخشی از کاری را که مردم در عاشورا کردند، اینطور میتوان توضیح داد: خشونتهای زیاد ۱۳ آبان باعث شده بود که مردم تا حدودی عصبانی باشند. خشونتهای صبح عاشورا مردم را عصبانیتر کرد و تعدادشان هم آنقدر بود که بتوانند مقابله به مثل کنند. و خب عامل جوگیری را هم نباید ندیده گرفت. وقتی عدهای شروع به سنگ پراندن کنند احتمال سنگ برداشتن بقیه هم بیشتر میشود. همانطور که در شروع تجمعها وقتی همه مشغول قدم زدن هستند، شعار دادن یک نفر میتواند راه گلوی همه را باز کند.
همه اینها سعی در توضیح این بود که چرا آن اتفاقها در عاشورا افتاد و آیا اساساً اتفاق عجیبی بود؟ یک نکته هم در آخر بگویم. مستقل از اینکه اسمش را بگذاریم خشوت یا دفاع، استدلال کنیم که اجتنابناپذیر بود یا فاجعهای که باید جلویش را میگرفتیم، اخلاقی بود یا غیراخلاقی، مستقل از همه اینها من به یک چیز اطمینان دارم: زیاد شدن درگیری در تجمعها، هم باعث میشود که آدمهای کمتری بیایند و تجمعها کمکم از شکل یک اجتماع خانوادگی همهگیر تبدیل شود به یک اعتراض عموماً جوانانه، و هم دل آنهایی را که طرفدار جدی هیچ کدام از دو طرف نستند به جمع کردن ماجرا به هر قیمت راضیتر میکند. یعنی در هر صورت نتیجهاش کم شدن فراگیری است.
حرفم این است که حتی اگر این مقابله به مثل را خیلی هم موجه بدانیم، باید سعی کرد که تا حد امکان کمش کرد. دست کم به دلایل عملی.
سخن پانزدهم انجمن آرای ایران
31 دسامبر 2009
" جشن عاشورا "
جشن عاشورا، نمادی از خودآگاهی ملی
روند فروپاشی حکومت اسلام با شتاب جریان دارد و روزهای تاریخی، یکی پس از دیگری برگ زرینی بر خودآگاهی ملی که برآیند نوزایی فرهنگی ارزش های ایرانی ست، می افزاید. هنوز چند روزی از حماسۀ تاریخی مردم سیرجان برای نجات جوانان محکوم به اعدام و پرهیز از شرکت در جنایت های علنی رژیم نگذشته بود که جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران و خرد همگانی راهنمای این جنبش بزرگ و سرنوشت ساز، در روزهای عزاداری برای قاتلان مردم این سرزمین، حماسۀ تاریخی و بی همتای دیگری را از خودآگاهی ملی در نگاه جهانیان برجسته کرد. گروهی از مردم برای نخستین بار در تاریخ شیعه، با خالی کردن محتوای عزاداری از روزهای عاشورا و تاسوعا که از نمونه های بارز انحطاط و پریشانروانی ملی ست، در برابر عزاداران حکومتی به جشن و پایکوبی برخاستند و همانگونه که مردم دلاور سیرجان از شرکت در مراسم جنایت پرهیز کردند، آنان نیز نشان دادند که به آیین انیرانی خودزنی برای قاتلان مردم ایران نفرت می ورزند.
ریزش حکومت اسلامی در همۀ زمینه های اساسی به سرانجام خود نزدیکتر می شود. رژیم در زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و "عدالت اسلامی" اش فروریخته است و در داخل و خارج از هیچ اعتباری برخوردار نیست. تنها در زمینۀ اسلامی است که رژیم به تمامی فرونپاشیده و تا اندازه ای قادر بوده است بر پایه های ناخودآگاهی، توهم و خرافه چند صباحی تاب بیاورد. درست در همین زمینه است که هم اکنون مردم، حکومت اسلام را نشانه گرفته اند. نخستین بار است که گروه های پرشماری از مردم در روزهای عاشورا و تاسوعا به پایکوبی پرداختند و همانگونه که خبرگزاری دولتی فارس در روز ششم دیماه 1388 گزارش داده است " جشن عاشورا " برپای کردند.
بازتاب این رویداد های تاریخساز در رسانه های حاکمیت، پیش از آنکه نمایشی از مظلوم نمایی و وااسلامای مشتی آخوند باشد، برنامه ای اهریمنی ست تا بر اساس آن موسوی و کروبی و شرکا را که به پندار حاکمیت، سران فتنه هستند، به واکنشی منفی وادارند تا مردم نیز از آنان روی برتافته و در روند این جداسازی، از سویی حذف و نابودی آنان کم هزینه تر شود، و از سوی دیگر بتوانند جنبش آزادی خواهانه مردم را نیز به سهولت سرکوب کنند.
اما، بارزترین کمبود این برنامه، دوری آن از واقعیت های امروز جامعه و جنبش شهروندی مردم ایران است. سران رژیم اسلامی هنوز درنیافته اند که موسوی و کروبی و خاتمی و شرکا، نه تنها نقش چندانی در هدایت جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران ندارد، بلکه مردم با تکیه بر خرد همگانی از این مسلمانان و شرکای 30 سالۀ حکومت، استفاده ابزاری و یا به تعبیری استفاده ای بهینه می کنند، تا با صرفِ هزینه ای کمتر به خواسته های خود که تنها در احیای ایرانیگری تعریف پذیرند، دست یابند. اما از سوی دیگر بر موسوی و کروبی و خاتمی روشن است که اگر مردم از آنان روی برتابند، رژیم دودمانشان را بر باد خواهد داد. آنان اگر چه می دانند که سمت و سوی جنبش آزادیخواهانه، نفی اسلام، و نابودی حکومت اسلامی ست، اما ناگزیرند برای نجات از مرگ محتوم، تا فروپاشی تام و تمام رژیم در کنار جنبش آزادیخواهانۀ مردم بمانند. به سخن دیگر جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران، حکومت و تمامی جناج های آنرا در بن بستی مرگ آور گرفتار کرده است.
ایرانشهری، محتوای جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران
جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران در دو سطح به هم پیوسته جریان دارد:
1. در سطح سیاسی؛
2. در سطح فرهنگی.
در سطح سیاسی، سوای چند سازمان های سیاسی و ملی – مذهبی ها که سرنوشت خود را با بود و نبود حکومت اسلامی گره زده اند، همه نیروهای سیاسی دیگر، خواهان فروپاشی رژیم هستند و در مبارزه برای سرنگونی حکومت اسلامی، سهیم اند.
اما، مبارزه در سطح فرهنگی چنین نیست.
واقعیت این است که بسیاری از نیروهای سیاسی سنتی، هنوز در اسارت کلیشه های ایدئولوژیک دوران جنگ سرد گرفتارند و از توان دریافت واقعیت هایی که ژرفای این جنبش را به جنبش تاریخی و ایرانشهری بابک و مزدک می پیونداند، محروم هستند. هنوز، برای بسیاری از اینان، اهمیت تاریخی این جنبش بی بدیل که در وجه ایجابی و اثباتی خود بر " جمهوری ایرانی" و " نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" تکیه دارد، به اندازۀ کافی روشن نیست و بسیارانی از مدعیان جهان سیاست نیز هستند که با فریب خود می کوشند، چشم بر حقیقتِ این شعارها که از خردِ ایرانگرای مردم سیراب می شود، فروبندند. آنان با انحرافی شمردن این خواسته ها، در عمل همراه و همزبان حکومت اسلامی شده اند که این شعارها را شعارهایی "ساختار شکنانه" خوانده است. برای نخستین بار در ایران شیعه زده، در روزهای تاسوعا و عاشورا که برای رژیم از اهمیت حیاتی برخوردارند، گروهی از مردم، قرآن را سوزاندند و پایکوبی کردند. هنوز، بسا زود باشد که بر اهمیت فرهنگی و تاریخی چنین اقدام بنیان کنی پای بفشاریم. اما، نمی توان این نکته را یادآور نشد که به تعبیر یکی از خبرگزاری های دولتی، " جشن عاشورا" ی امسال، آغاز روندی ست که بی تردید به فروپاشی اسلام در ایران خواهد انجامید.
باری، چنین جنبشی، پیش از آنکه ادامۀ انقلاب ناتمام مشروطیت باشد، ریشه در سرچمشه های همیشه گوارای ایرانشهری دارد و به دنبال آن است که خواسته های بهین خرمدینان و بابک بزرگ را که هنوز هم هماهنگ و همخوان با منافع ملی و نوگرائی فرهنگی هستند، دراین سرزمین مستقر کند.
امروز، جنبش آزادیخواهانۀ مردم ایران، به دنبال ایرانشهری و باززایی ارزش های ایرانی ست که با شمشیر خونریز مسلمانان، ترکان، مغولان و تاتاران و ... در غبار فراموشی فرورفته بودند و امروز با مبارزۀ مردم ایران جلوه ای درخشان می یابند. جنبش اگر چه در مبارزۀ فرهنگی، تا اندازۀ زیادی تنهاست، اما در این امر چنان مصمم است و چنان استوار گام برمی دارد، که دیر یا زود همۀ اسلام زدگان و خواب زدگان، ناگزیرند از کنج عافیت بیرون آمده و خود را همسوی فرهنگ ایرانشهری مردم کنند.
مرگ بر اصل ولایت فقیه
در فیلم هایی که از تظاهرات عاشورا و تاسوعا پخش شده اند، دیده می شد که بعضی از شرکت کنندگان در تظاهرات به آنانی که شعار " الله اکبر" می دادند، گوشزد می کردند که از دادن این شعار بپرهیزند. از سوی دیگر، بازهم طنین گوشنواز شعار " آزادی، استقلال، جمهوری ایرانی " در تمام شهرهای ایران شنیده می شد. "مرگ بر اصل ولایت فقیه" ترجمۀ دیگری از شعار " جمهوری ایرانی" است که در این دو روز، از شعارهای محوری جنبش آزادیخواهانۀ مردم به شمار می رفت. کوتاه به اهمیت این شعار اشاره ای می شود:
به باور مسلمان شیعه، ولایت فقه یا فقیه، دنبالۀ اصل اولیۀ امامت است و از آنجا که اصل امامت، در کنار چهار اصل اولیۀ توحید، نبوت، عدل، معاد تمام ایدئولوژی شیعه را ساخته و پرداخته است، و بر تمام قانون های ثانویه مانند نماز و... ارجحیت دارد، نابودی آن به معنای ریزش و فروپاشی این ایدئولوژی بیگانه نیز هست. سران شیعه، از جمله آقای منتظری مانند دیگر مسلمانان نامدار، با اینکه در نکوهش ولی فقیه، به نصیحت، سخن بسیار گفت، اما هرگز در پی حذفِ اصل ولایت فقیه یا فقه از اندیشۀ دینی برنخاست.
خرد همگانی، با طرح این شعار در سرتاسر پهنۀ میهن، در حقیقت به نفی ایدئولوژی و حکومت ایرانی ستیز اسلام برخاسته است و ما امروز در پرتو اصل های " استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" شاهدان مرگ تاریخی و فرهنگی این آیین انیرانی هستیم.
با باور به پیروزی، زنده باد آزادی، زنده باد ایران.
info@anjomaneara.org
تلویزیون انجمن:
http://www.livestream.com/anjomanearaeiran
لینک
دانلود
تحلیل
روز 9 دی ماه 88
حامیان دولت کودتا در
تظاهرات خود شعاری
دادند که جایگاه جنبش سبز را به خوبی نشان
داد. آنها گفتند: مرگ
بر موسوی!
این
شعار در پاسخ شعار مرگ بر دیکتاتور بود و این
یعنی جایگاه
جنبش
سبز به عنوان آلترناتیو یا جایگزین تمام عیار
حکومت فعلی، حتی از سوی تندرو
ترین
مخالفانش هم پذیرفته شده است و از امروز جنبش
سبز یک دولت سایه است و باید به
صورت
تدریجی زمام امور را در دست بگیرد. اما در حال
حاضر مجموعه حاکمیت در چه
وضعیتی است؟ به راستی دولت کودتا برای برپایی
تظاهرات فرمایشی و جان به در بردن از
تشییع جنازه شهدای روز عاشورا چقدر هزینه کرده
است؟ در ازای این کار چه به دست
آورده است؟ آیا شهروندان جا زده اند؟ آیا روند
رو به رشد جنبش سبز کند شده است؟
برای
سبزها محرومیت از تشییع پیکر شهدا دردناک است
اما این ناراحتی عاطفی نباید
باعث
فراموشی این نکته شود که حکومت به طور کامل در
موضع تدافعی و در انفعال و
استیصال محض قرار گرفته است و دیگر هرگز
نمیتواند قدمی به جلو بگذارد. کودتاچیان
برای
حفظ همین موقعیت متزلزل با تمام وجود تقلا
میکنند و هر بار پس از تو دهنی
خوردن از ملت در تلویزیون انحصاری ظاهر میشوند
و میگویند از این به بعد دیگر مدارا
نمیکنیم!
یک جنبش اجتماعی در مسیر
خود با انواع موانع و دست اندازها مواجه
میشود و گاه تلخی این موانع به گونه ای است که
امتیازات به دست آمده چندان به چشم
نمی
آیند. امروز دولت مدعی مدیریت جهان توان اعدام
دو نفر در یک شهرستان کوچک را
ندارد. پس از چند سال بگیر و ببند دیگر توان
آن را ندارند که شهروندان را به خاطر
نوع
پوشش مورد آزار و اذیت قرار دهند؛ فراموش
نکنیم همین چند سال پیش مردم را به
خاطر
تبرج و چکمه به دادگاه و زندان می کشاندند،
اما امروز برای این کار بودجه و
نیرو
ندارند. اگر به تصاویر موجود از روز عاشورا
دقت کنیم، درمی یابیم که بخشهایی
از
نیروهای باتوم به دست، به اجبار در خیابان به
صف شده بودند و حاضر به برخورد جدی
با
مردم نبودند.
کودتاچیان در حال حاضر
روزانه میلیاردها تومان خرج فیلترینگ
و
ارسال پارازیت میکنند، مدارس و ادارات را برای
تظاهرات نمایشی تعطیل و فلج
میکنند، به حسینیه و دانشگاه حمله میکنند،
برای مراسم کفن و دفن به نیروهای امنیتی
آماده باش میدهند، افرادی را مجرم مینامند ولی
جرئت دستگیری این مجرمان را ندارند،
برای
کنترل مخالفان خود با چاقو کشان و اوباش قرار
داد میبنددند ... . اما باید
دانست که این اعمال و ماموریتهایی مثل بستن
جاده ها و جلوگیری از شرکت مردم در
تشییع جنازه یک مرجع دینی از روی تفریح یا
سرگرمی انجام نمیگیرد و هزینه ای خرد
کننده و فرساینده بر ساختار و اقتدار نظام
وارد میکند و باند حاکم را به تدریج به
سازمانی تروریستی شبیه به القاعده تبدیل
میکند.
مسلما هیچ دولتی نمیتواند
هزینه های اقتصادی و اجتماعی چنین رفتاری را
حتی در میان مدت تحمل کند. همه این
تدابیر، موقتی و دارای برد محدود زمانی است و
با ته کشیدن پول نقد، کودتاچیان قادر
به
ادامه این روند نخواهند بود، پس فقط کافی است
که سبزها امید خود را حفظ و شبکه
های
اجتماعی خود را گسترش دهند، زیرا همین تداوم
وضعیت فوق العاده و آماده باش دائم
برای
له کردن هر حکومتی کافیست.
رهبر
نظام میگوید: "اگر عده ای سست عنصری
نشان
نمی دادند، امروز وضع کشور خیلی بهتر بود."
این یعنی دیگر از مدیریت جهان و
جاده
های میانبر پیشرفت خبری نیست و وضع خراب است!
سبزها باید به یک نکته ظریف توجه
کنند
و آن این است که هر شکست حاکمیت، لزوما یک
پیروزی برای جنبش سبز نیست. ممکن
است
حاکمیت مرتکب عملی شود که هم به ضرر خودش و هم
به زیان ملت بینجامد. اما هر
تصمیم عقلانی حکومت مسلما به نفع جنبش سبز
خواهد بود. دولت کودتا چه با خشونت و چه
بدون
خشونت رفتنی است. اما شوک ناشی از عاشورای سبز
حاکمیت را دچار وحشتی فلج کننده
کرده
است. در چنین شرایطی منطق و عقلانیت حاکمان به
حداقل خود میرسد و غریزه صیانت
نفس
باعث رفتاری تدافعی و خشونت بار میگردد. حکومت
اکنون چشم هایش را بسته است و بی
هدف
مشت و لگد می اندازد و جنبشی که حاصل و حامی
عقلانیت و تدبیر است، در چنین
شرایطی حتی برای مذاکره هم نباید به حاکمیت
وحشت زده نزدیک شود، چه رسد به این که
بخواهد با چنین موجود مفلوکی گلاویز شود. پس
باید اندکی صبر کرد تا حریف خود را با
پرتاب مشت و لگد در خلاء خسته و کوفته کند و
برای تسلیم یا دریافت ضربه بعدی آماده
تر
شود. برای محاسبه هزینه های سنگین سرکوب در
روز عاشورا، فقط باید اندکی صبر و
سکوت
پیشه کرد و مثل یک شکارچی ماهر منتظر ماند تا
«زهر» به آرامی در بدن «طعمه»
عمل
کند. این روزها از سرداری که میخواست به مردم
گل بدهد خبری نیست، نوری زاد را
بازداشت کرده اند، اما در عوض جوادی آملی و
عسگر اولادی لب به سخن گشوده اند، و در
هفته
های آینده روند ریزش و اختلاف نظر تشدید خواهد
شد.
باید
به حریف فرصت
داد
که با شکست خود کنار بیاید و آن را بپذیرد تا
بتواند از موضع بازنده خواهان
ادامه بازی یا مصالحه شود. ساعت خوش حکومت
زمانی آغاز میشود که تظاهرات دولتی تمام
شود
و گاردهای مسلح و خودروهای زرهی به پادگان ها
برگردند و نظام مقدس در برابر
شهروندانی قرار گیرد که پرسشها و مطالبات شان
افزایش یافته است.
آن
چه امروز
بیش
از تضعیف دولت کودتا اهمیت دارد این است که
جنبش سبز تقویت شده و آماده به دست
گرفتن زمام امور شود؛ دولت کودتا به آخر خط
رسیده و تمام شده است، از امروز باید
جنبش
سبز را در قد و قواره یک دولت تلقی کرد؛ با
افزایش شباهت باند حاکم به گروهک
تروریستی باید جنبش سبز بیشتر و بیشتر به یک
دولت شبیه شود.
بیانیه
شماره
۱۷
میرحسین
موسوی درباره
وقایع
عاشورا
و
روزهای پس
از
آن/
راه
حل
های پنجگانه
میرحسین
موسوی برای خروج
از
بحران
متن
کامل
این
بیانیه
که
بعد
از
تهدیدهای متعدد
کودتا
گران
از
اهمیت
فراوانی برخوردار
است
به
شرح
ذیل
می
باشد:
بسم
الرحمن
الرحیم
السلام
علیک
یا
ابا
عبدالله.
انی
سلم
لمن
سالمکم
و
حرب
لمن
حاربکم
و
وال
لمن
والاکم
و
عاد
لمن
عاداکم.
فیالیتنی کنت
معکم
فافوزا
فوزا
عظیما
همواره
به
اینجانب
و
دوستان
گفته
می
شد
که
اگر
شما
اطلاعیه
ندهید
مردم
به
خیابانها
نخواهند
آمد
و
آنان
از
اعتراضات
و
مطالبات
خود
دست
برخواهند
داشت
وآرامش
به
کشور
برخواهد
گشت.
بنده
به
عنوان
یک
همراه
جنبش
عظیم
سبز
مردمی با
این
نظر
موافق
نبودم
و
می
اندیشیدم
که
تا
اصلاحات
لازم
با
تکیه
براصول
روشن
که
می
توان
آنها
را
از
قانون
اساسی استخراج
کرد،
صورت
نگیرد
،
آب
رفته
به
جوی
باز
نخواهد
گشت.ا
برای
مراسم
عاشورای حسینی علیرغم
درخواستهای فراوان،
نه
جناب
حجت
الاسلام
و
المسلمین
کروبی اطلاعیه
دادند
و
نه
حجت
الاسلام
و
المسلمین
خاتمی اطلاعیه
صادر
کردند
و
نه
بنده
و
دوستانم.
با
این
وصف
یک
بار
دیگر
مردمی خداجوی به
صحنه
آمدند
و
نشان
دادند
که
شبکه
های
وسیع
اجتماعی و
مدنی
که
در
طول
انتخابات
و
بعد
از
آن
به
صورت
خود
جوش
شکل
گرفته
است،
منتظر
اطلاعیه
و
بیانیه
نمی
مانند.
در
حالی
که
مردم
نه
روزنامه
همراه
و
مشوقی در
کنار
خود
داشتند
و
نه
از
صدا
و
سیما،
به
عنوان
رسانه
ای
ملی و
بی
طرف
و
منصف
و
عاقل
بهره
می
بردند.
باز
همه
ملت
ها
و
جهانیان
شاهد
بودند
که
در
میان
طوفانی از
تهدیدها
و
تبلیغات
و
تکفیرها
و
اهانتها،
عزاداران
حسینی در
این
روز
مقدس
حسین
حسین
گویان
به
صورت
مسالمت
آمیز
و
بدون
شعارهای تند
روانه
میدانها
و
مسیرهایی شدند
که
خود
انتخاب
کرده
بودند
و
این
بار
نیز
چون
دفعات
گذشته
با
اعمال
تحریک
آمیز
مواجه
شدند،
خشونت
های
غیرقابل
باور
چون
زیر
کردن
راهپیمانان،
تیراندازی نیروهای لباس
شخصی
که
امروز
هویت
آنها
بر
کسی پوشیده
نیست
و
روز
بروز
پرده
از
چهره
آنان
و
سرانشان
کنار
زده
می
شود،
فاجعه
ای
را
آفرید
که
اثرات
آن
به
این
زودی
از
صحنه
سیاسی کشورمان
رخت
برنخواهد
بست.ا
مشاهده
فیلم
های
تکان
دهنده
عاشورا
نشان
می
دهد
که
اگر
شعارها
و
حرکات
جاهایی به
سمت
افراط
غیر
قابل
قبول
کشانده
می
شود،
ناشی
از
به
زیر
انداختن
افراد
بی
گناه
از
روی
پل
ها
و
بلندی ها،
تیراندازی ها
و
آدم
زیر
کردن
ها
و
ترورهاست
.
جالب
آنکه
در
بعضی
از
این
فیلم
ها
دیده
شده
است
که
مردم
در
پشت
چهره
نیروهای انتظامی و
بسیجی مهاجم
برادران
خود
را
می
بینند
و
در
شرایط
بحرانی و
پر
از
خشم
و
هیاهوی آنروز
سعی
می کنند
بدانها
آسیبی نرسد.
اگر
صدا
و
سیما
یک
جو
انصاف
و
عقل
داشت
می
توانست
برای
تلطیف
فضا
و
نزدیک
کردن
مردم
به
همدیگر
گوشه
ای
از
این
صحنه
ها
را
نشان
دهد.
ولی
هیهات!
جریان
روزهای بعد
از
عاشورا
و
گسترش
دستگیریها
و
دیگر
تمهیدات
دولتی نشان
می
دهد
که
مسئولان
اشتباهات
گذشته
را
این
بار
در
وسعت
بیشتر
تکرار
می
کنند
و
آنها
می
اندیشند
سیاست
ارعاب
تنها
راه
حل
است.ا
گیرم
که
چند
روز
با
دستگیریها
،
خشونت
ها
،
تهدیدها
و
بستن
دهان
روزنامه
ها
و
رسانه
ها
سکوت
برقرار
گردید،
تغییر
قضاوت
مردم
را
نسبت
به
نظام
چگونه
حل
می
کنید؟
تخریب
مشروعیت
را
چگونه
جبران
می
نمائید؟
نگاه
ملامت
آمیز
و
متعجب
همه
جهانیان
از
این
همه
خشونت
یک
دولت
به
ملت
خود
را
چگونه
تغییر
می
دهید؟
با
مشکلات
بر
زمین
مانده
اقتصادی و
معیشتی کشور
که
به
دلیل
ضعف
مفرط
دولت
روزبروز
وخیم
تر
می
شود
چه
می
کنید؟
با
چه
پشتوانه
ای
از
کارآمدی و
انسجام
ملی
و
سیاست
خارجی موثر،
سایه
قطعنامه
ها
و
امتیازخواهی های بیشتر
را
در
سطح
بین
الملل
از
سر
کشور
و
ملتمان
دور
می
کنید؟
اینان
می
اندیشند
با
عقب
راندن
نخبگان
و
روشنفکران
و
دانشگاهیان
و
فعالان
از
صحنه
سیاسی خواهند
توانست
بدون
پرداختن
ریشه
ای
به
مسائل
امروز
کشور
به
دیروز
قبل
از
انتخابات
برگردند؟
اما
کسانی
که
تاریخ
را
خوانده
اند
و
کمی با
ماهیت
پیچیده
جوامع
آشنایی دارند
می
دانند
که
این
تفکر
ناشی
از
یک
توهم
واقع
گریز
و
پناه
بردن
به
رویکردهای کم
عمق
و
گول
زننده
است
.ا
بنده
به
صراحت
و
روشنی می گویم
فرمان
اعدام
و
قتل
و
زندانی کروبی و
موسوی و
امثال
ما
مشکل
را
حل
نخواهد
کرد
.سخنان
روز
چهارشنبه
میدان
انقلاب
و
قبل
از
آن
نماز
جمعه
هفته
پیش
دانشگاه
که
توسط
چهره
های
منتسب
به
نظام
ایراد
گردید،
نتایج
هر
نوع
اقدام
تروریستی را
مستقیما
به
سمت
کانون
نشانه
خواهد
رفت
و
گره
مشکل
بحران
کنونی را
نا
گشودنی خواهد
ساخت.
گوساله
و
بزغاله
خواندن
بخش
عظیمی از
جامعه
و
خش
و
خاشاک
نامیدن
آنان
و
مباح
کردن
خون
عزاداران
حسینی فاجعه
ای
است
که
هم
اکنون
توسط
افرادی مشخص
و
صدا
و
سیما
در
جامعه
رخ
داده
است.
این
چه
سخنرانی است
که
از
تریبون
دولتی مردم
را
به
جنگ
با
یکدیگر
دعوت
می
کند
و
یک
عده
را
حزب
الله
می
نامد
و
عده
ای
دیگر
را
حزب
الشیطان؟
بارها
در
یک
سخنرانی کوتاه
اعلام
می
کند
مردم
توجه
کنید
جنگ
است!
آیا
این
سخنان
دعوت
به
جنگ
و
شورش
داخلی نیست
؟
با
توجه
به
استفاده
از
اصطلاحات
مذهبی و
اشاره
به
آیات
و
روایات
،
این
مراجع
عظام
و
روحانیون
فاضل
هستند
که
می
توانند
بگویند
با
این
گونه
اشخاص
چه
می
توان
کرد؟
آنچه
به
بنده
به
عنوان
یک
فرد
کوچک
این
جامعه
مربوط
می
شود
استقبال
از
هر
هجمه
ای
در
راه
اسلام
و
کشور
عزیزمان
است
و
سخنان
چند
روز
اخیر
بنده
را
به
یاد
کلام
امام
رحمه
الله
علیه
می
اندازد
که
"
بکشید
ما
را
،
ما
نیرومند
تر
می
شویم".
بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.ا
بنده
به
صراحت
می
گویم
تا
وجود
یک
بحران
جدی
در
کشور
به
رسمیت
شناخته
نشود،
راهی
برای خروج
از
مشکلات
و
مسائل
پیدا
نخواهد
شد.
عدم
اذعان
به
بحران
،
توجیه
گر
ادامه
راه
حل
های
سرکوبگرانه
خواهد
شد.
اذعان
به
وضعیت
بحرانی می
تواند
راه
حل
را
نه
در
سرکوب
که
بر
سر
آشتی
ملی قرار
دهد
.
تهمت
بی
دینی و
همراهی
با
قدرتهای بیگانه
مستکبر
و
افراد
بدنام
و
جریانهای منحوسی چون
منافقین
به
فرض
آنکه
به
حذف
فیزیکی تعدادی از
خدمتگزاران
اسلام
و
مردم
منتهی شود
ناشی
از
چشم
بستن
به
ماهیت
مشکلات
ملی
کشور
است.
من
به
عنوان
یک
دلسوز
می
گویم
منافقین
با
خیانت
ها
و
جنایت
های
خود
مرده
اند،
شما
برای
کسب
امتیازهای جناحی و
کینه
ورزی
آنها
را
زنده
نکنید
.ا
من
لازم
می
دانم
قبل
از
آنکه
راه
حل
خودم
را
برای
خروج
از
بحران
مطرح
سازم
،
برهویت
اسلامی و
ملی
و
مخالف
سلطه
بیگانگان
و
وفادار
به
قانون
اساسی ما
و
جنبش
سبز
تاکید
نمایم.
ما
پیروان
اباعبدالله
حسین
علیه
السلام
هستیم.
ما
شیفتگان
حریتی هستیم
که
منادیش
آن
امام
مظلوم
بود
.
ما
پیرو
کسی هستیم
که
در
قلمرو
وسیع
اسلامی ربودن
خلخالی از
پای
یک
زن
را
برنمی تابید.
ما
معتقد
به
تفسیر
رحمانی از
اسلام
هستیم
که
انسانها
را
یا
هم
کیش
هم
می
دانند
و
یا
همسانانی در
خلقت.
نگاهی که
بر
کرامت
ذاتی
انسان
باور
دارد
و
برنمی تابد
که
ضارب
او
در
زندان
با
غذایی جز
شبیه
غذای
او
نگهداری شود
و
یا
مورد
شکنجه
و
امثال
آن
قرار
گیرد.ا
بنده
و
دوستان
عزیزم
که
امروز
بسیاری از
آنها
در
زندانها
محبوس
هستند
پای
بندان
سرسخت
استقلال
کشور
هستیم
و
از
اینکه
بازار
اسلامی ما
تبدیل
به
یک
بازار
مکاره
برای
کالاهای بیگانه
شده
است
رنج
می
بریم.
ما
به
شدت
با
فساد
موجود
که
ناشی
از
سیاستهای سوء
و
عدم
تدبیر
است
مخالفیم.
ما
می
گوئیم
نهاد
بزرگ
و
تاثیر
گذاری چون
سپاه
اگر
هر
روز
چرتکه
بیاندازد
که
قیمت
سهام
چقدر
بالا
و
پائین
رفته
نمی
تواند
از
کشور
و
منافع
ملی
آن
دفاع
نماید؛
هم
خود
به
فساد
کشیده
می
شود
و
هم
کشور
را
به
فساد
می
کشاند
.
ما
می
گوئیم
و
حاضریم
در
مباحثات
نشان
دهیم
که
امروز
منافع
و
حقوق
مستضعفان
و
کارگران
و
کارمندان
و
سایر
اقشار
ملت
در
یک
فساد
بزرگ
در
حال
غرق
شدن
است
.
جنبش
سبز
مخالف
دروغ
است
و
آنرا
آفتی
خانمان
برانداز
برای
کشور
می
داند
و
از
اینرو
دروغ
های
سیاسی و
امنیتی و
اقتصادی و
فرهنگی و
امثال
آنرا
خطری
بزرگ
برای
کشور
می
دانیم.ا
ما
یک
دولت
و
نظام
صادق
و
رئوف
و
با
شفقت
و
مبتنی بر
آراء
مردم
می
خواهیم
که
به
تنوع
آراء
و
عقاید
مردم
نه
به
شکل
تهدید
که
بلکه
بصورت
یک
فرصت
نگاه
کند.
ما
سرک
کشیدن
به
زندگی خصوصی مردم،
تفتیش
عقاید،
تجسس،
بستن
روزنامه
ها
و
محدود
کردن
رسانه
ها
را
مخالف
دین
مترقی و
رهایی بخش
خود
و
مخالف
قانون
اساسی
برآمده
از
این
دین
می
دانیم.
ما
ضایع
کردن
یک
ریال
از
بیت
المال
را
در
جهت
اهداف
باندی و
جناحی حرام
می
دانیم
و
می
گوئیم
که
سند
چشم
انداز
ملی
بیست
ساله
که
به
تایید
همه
ارکان
نظام
رسیده
است
امروز
به
یک
ورق
پاره
بی
ارزش
تبدیل
شده
است.
ما
هشدار
می
دهیم
که
رقیبان
بزرگی در
منطقه
با
رشدهای اقتصادی دو
رقمی
در
حال
ظهور
هستند
و
روز
به
روز
قوی
تر
می
شوند
.
درحالیکه
ما
متاسفانه
از
دادن
یک
بودجه
سالانه
و
نگهداشتن
حسابهای ذخیره
ارزی
و
امانت
در
سپرده
های
مردم
و
پاسخگویی در
مقابل
دیوان
محاسبات
عمومی و
مجلس
شورای اسلامی عاجز
هستیم
.ا
ما
نه
آمریکایی
هستیم
و
نه
انگلیسی . تا
حال
نه
کارت
تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ
فرستاده
ایم
و
نه
امید
یاری آنها
را
داریم
و
می
دانیم
با
اصالت
قدرت
در
روابط
بین
اللمل
هر
کشور
به
دنبال
منافع
ملی
خود
است
و
ما
بیزار
از
کسانی هستیم
که
بر
عرف
و
اعتقادات
دینی
و
ملی
ملت
خود
احترام
نمی
گذارند
.
و
مضحک
است
که
بما
تهمت
اهانت
به
قرآن
،
عاشورای
امام
حسین
یا
پاره
کردن
عکس
حضرت
امام
قدس
سره
زده
شود
.
مسلما
حرمت
شکنی
اگر
در
روز
عاشورا
صورت
گرفته
باشد
مورد
تایید
ما
نیست،
اما
بدترین
نوع
حرمت
شکنی
را
کشتن
بندگان
بیگناه
و
عزادار
در
روز
عاشورا
و
در
ماههای حرام
می
دانیم
.ا
اما
من
برآنم
که
راه
حل
مشکلات
پیش
آمده
و
بحران
موجود
چنین
است؛
وضعیت
کشور
امروز
چون
رودخانه
خروشان
و
عظیمی است
که
سیلابهای تند
و
حوادث
گوناگون
باعث
طغیان
و
گل
آلود
شدن
آن
شده
است
.
راه
آرام
کردن
این
رودخانه
بزرگ
و
روشن
ساختن
و
زلال
کردن
آب
آن
در
یک
اقدام
سریع
و
عاجل
امکان
پذیر
نیست
.
اندیشیدن
باین
گونه
راه
حلها
که
عده
ای
توبه
کنند
و
عده
ای
معامله
کنند
و
بده
و
بستانی صورت
گیرد
تا
این
مشکل
بزرگ
حل
شود
عملا
به
بیراهه
رفتن
است
.ا
بنده
راه
حل
را
در
روانه
ساختن
نهرها
و
چشمه
هایی
از
آب
روشن
و
شیرین
به
بستر
این
رودخانه
می
دانم
که
بتدریج
و
طی
یک
فرآیند
تدریجی کیفیت
آب
و
وضع
رودخانه
را
تغییر
دهد
.
و
نیز
اعتقاد
دارم
که
هنوز
دیر
نشده
است
و
نظام
ما
آن
قدرت
را
دارد
که
در
صورت
تدبیر
و
در
صورت
داشتن
یک
نگاه
احترام
آمیز
و
توام
با
ملاطفت
به
همه
ملت
و
اقشار
آن
این
مهم
را
بانجام
برساند
.
بنده
تعدادی از
این
راه
حلها
را
که
چون
نهرها
و
چشمه
هایی
از
اب
روشن
می
تواند
فضای
ملی
را
تحت
تاثیر
قرار
دهد
و
اوضاع
را
به
سمت
بهبود
ببرد،
بیان
می
کنم
:ا
ا
1-
اعلام
مسئولیت
پذیری مستقیم
دولت
در
مقابل
ملت
و
مجلس
و
قوه
قضائیه
به
نوعی
که
از
دولت
حمایت
های
غیرمعمول
در
مقابل
کاستی ها
و
ضعف
هایش
نشود
و
دولت
مستقیما
پاسخگوی مشکلاتی باشد
که
برای
کشور
ایجاد
کرده
است
.
به
یقین
اگر
دولت
کارآمد
و
محق
باشد
خواهد
توانست
جواب
مردم
و
مجلس
را
بدهد
و
اگر
بی
کفایت
و
ناکارآمد
بود
مجلس
و
قوه
قضائیه
در
چهارچوب
قانون
اساسی با
او
برخورد
خواهند
کرد
.ا
ا
2-
تدوین
قانون
شفاف
و
اعتماد
برانگیز
برای
انتخاباتها
به
نوعی
که
اعتماد
ملت
را
به
یک
رقابت
آزاد
و
منصفانه
بدون
خدعه
و
دخالت
قانع
سازد
.
این
قانون
باید
شرکت
همه
ملت
را
علیرغم
تفاوت
در
آراء
و
اندیشه
ها
تضمین
کند
و
جلوی
دخالت
های
سلیقه
ای
و
جناحی دست
اندرکاران
نظام
را
در
همه
سطوح
منتفی سازد
.
مجالس
اولیه
انقلاب
می
تواند
به
عنوان
الگویی مورد
توجه
قرار
گیرند
.ا
ا
3-
آزادی زندانیان
سیاسی و
احیاء
حیثیت
و
آبروی آنها
.
بنده
یقین
دارم
که
این
اقدام
نه
به
ضعف
که
به
درایت
نظام
تعبیر
خواهد
گشت
.
و
نیز
آگاهیم
که
جریانهای سیاسی منحطی با
این
راه
حل
مخالف
هستند
.ا
ا
4 -
آزادی مطبوعات
و
رسانه
ها
و
اجازه
نشر
مجدد
روزنامه
های
توقیف
شده
جزء
ضروریات
روند
بهبود
است
.ترس
از
آزادی مطبوعات
باید
از
بین
برود
و
تجربیات
جهانی در
این
زمینه
باید
مورد
توجه
قرار
گیرد
.
گسترش
کانال
های
ماهواره
ای و
اهمیت
یافتن
آنها
و
تاثیرگذاری قاطع
این
رسانه
که
بخوبی ناکافی
بودن
روش
های
قدیمی و
محدودیت
صدا
و
سیما
را
می
رساند
.
پارازیت
ها
و
محدودیت
های
اینترنتی می تواند
برای
مدت
کوتاهی اثرگذار
باشد
.
تنها
راه
چاره
داشتن
رسانه
هایی
متنوع
و
آگاه
و
آزاد
در
داخل
کشور
است
.
آیا
زمان
آن
نرسیده
است
که
با
اقدامی
شجاعانه
و
ناشی
از
اعتماد
به
متفکران
و
نیروهای خلاق
جامعه
،
نگاهها
را
از
آنسوی
مرزها
به
شکوفایی خلاقیت
سیاسی و
فرهنگی و
اجتماعی داخلی برگردانیم
؟
ا
5-
برسمیت
شناختن
حقوق
مردم
برای
اجتماعات
قانونی و
تشکیل
احزاب
و
تشکل
ها
و
پایبندی به
اصل
27
قانون
اساسی .
اقدام
در
این
زمینه
که
می
تواند
با
درایت
و
همکاری همه
علاقمندان
به
کشور
صورت
گیرد
در
طول
چند
ماه
می
تواند
فضایی توام
با
دوستی و
محبت
ملی
را
جایگزین
در
گیری
سازمان
بسیج
و
نیروهای امنیتی با
مردم
و
یا
درگیری مردم
با
مردم
نماید
.ا
به
بندهای فوق
پیشنهادات
دیگری نیز
می
توان
اضافه
کرد
.
به
نظر
بنده
حتی
یک
جوی
کوچک
زلال
در
این
بین
می
تواند
مغتنم
باشد
.
ضرورتی ندارد
همه
بندها
با
هم
شروع
شود
.
مشاهده
عزم
در
این
راه
بروشنی افق
کمک
خواهد
کرد
.
و
کلام
آخر
آنکه
همه
این
پیشنهادات
بدون
نیاز
به
توافق
نامه
و
مذاکره
و
داد
و
ستدهای سیاسی و
از
موضع
حکمت
و
تدبیر
و
خیرخواهی می تواند
اجرایی شود
.ا
لطفا در انتشار این خبر ما را یاری دهید
به گزارش آژانس ايران خبر، مریم ضیاء، همسر منصورحیات غیبی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شركت واحد، صبح روز 5شنبه 10 ديماه در منزل مسکونی خود دستگیر شد . روز 5 شنبه صبح مامورین وزارت اطلاعات با حضور در منزل مريم ضياء با نشان دادن حكمي که نام مریم ضیاء و حسین صارمی در آن بود ,بعد از تفتیش کامل منزل، و بردن گوشی تلفن همراه او و دخترش و کامپیوتر شخصی و لوازم دیگر, نامبرده را بازداشت کردند .
تهران بار ديگر در آتش و خون!
گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 8 دی ماه 1388
ساعت ده و نيم صبح خيابان آزادي بعد از بزرگراه يادگار امام از توي پياده رو خيابان از هر دو سمت جمعيت زيادي بسرعت به سمت ميدان انقلاب مي رفتند ايستگاه اتوبوس هم پر از مسافر است اما از اتوبوس خبري نيست پيداست كه براي اختلال در حركت مردم آن را تعطيل كرده اند پس تصميم مي گيرم كه پياده بروم به سمت ميدان انقلاب. سر چهار راه ها جمعيت زيادي ايستاده اند. بعد از بزرگراه نواب در قسمت چپ خيابان جمعيت فشرده تر مي شود و ناگهان حدود پانزده نفر گارد ويژه ضد شورش حمله مي كنند و با باتوم شروع مي كنند به ضربه زدن به ميله هاي آهني و مردم. جمعيت روي هم مي ريزد و من براي اينكه له نشوم از نرده هاي آهني حياطي بالا مي كشم و از آنجا صحنه بهتر ديده مي شود دو نفر از نيروهاي ضد شورش تك تيرانداز هستند كه اسلحه معروف به قناسه دارند حدود ده نفر ديگر هم اسلحه پرتاب گاز اشك آور و باتوم و كلاه خود دارند.
مردم بعد از مدتي توقف به راه خود ادامه دادند در طرف ديگر هم تعدادي نيروي ضد شورش مستقر بودند اما موتورسوار نسبت به دفعات قبل در اين طرف كمتر بود نيرويشان متمركز كردند براي ميدان امام حسين.
جمعيت شعار مي داد : نترسيد نترسید ما همه باهم هستيم و برادر ارتشي چرا برادر كشي. زني گفت ما داشتيم مي رفتيم به سمت ميدان انقلاب كه نيروهاي ضد شورش حمله كردند . شعار مرگ بر ديكتاتور اوج مي گيرد.
از طرف ديگر چهار راه، باران سنگ بر نيروهاي ضد شورش مي بارد كه باعث مي شود آنها چهار راه را ترك كنند. از بزرگراه نواب به سمت ميدان توحيد هر پنجاه متر ده نيروي ضد شورش ايستاده و مردم را مي زنند كه پراكنده شوند.
ماشينها بوق مي زنند بناگهان دو سه نفر لباس شخصي پلاك ماشيني را مي كنند مردم هو مي كنند. از سمتي ديگر جوانان دو سطل آشغال بزرگ آهني را هول مي دهند و با آن اقدام به بستن خيابان مي كنند. سطل آشغال پلاستيكي ديگري را آتش مي زنند و سپس با استفاده از كيسه شنهاي مخصوص روزهاي برفي مسير بي آر تي را مي بندند تا موتورهاي ضد شورش نتوانند تردد كنند.
ساعت يازده و نيم چهار راه سلسبيل جنگ و گريز در جريان است. مردم شعار مي دهند : مرگ بر ديكتاتور. نيروي ضد شورش عمده تلاشش اينست كه نگذارد جمعيت يكي شود. دختر جواني مي گويد اينها نفسهاي آخرشان است و بزودي سرنگونند. توي تقاطع بزرگراه نواب و آزادي مردم بنر بزرگ خامنه اي را پائين كشيده اند و آن را لگد مال و پاره مي كنند و مرد جواني با فندك آن را به آتش مي كشد نيروهاي لباس شخصي جاسوس ميان مردم زيادند اما جرئت ندارند كاري بكنند اما در گوشه اي يكيشان كه خيلي چاق هم هست چاقو مي كشد كه بلافاصله مردم روي سرش مي زنند و شروع به زدنش مي كنند و هيچكش هم برايش دل نمي سوزاند.
يكي مي گويد موتوري ها رفتند حركت كنيد بسمت بالا. خبر مي رسد كه در ميدان امام حسين غلغله است يك نفر كه تازه آمده بود از آنجا مي گفت كه در يك هيئت واقع در نظام آباد، مداحي شروع كرده كه بگويد اينها مي گويند نماينده امام زمانند كه نيروي ضد شورش حمله كرده و درگيري شروع مي شود.
مردم شعار مي دهند : اين ماه ماه خون است خامنه اي سرنگون است. به طرف ميدان انقلاب با يك موتوري مي رم ميدان انقلاب پر از نيروهاي ضد شورش و لباس شخصي هاست و راه ماشينها و و حتي پياده ها را جلوي دانشگاه و سمت مقابل جلوي كتابفروشي ها را بسته اند . يكي مي گويد ساعتي پيش تظاهرات گسترده و درگيري در آنجا رخ داده است. از آنجا به طرف كارگر جنوبي سرازير مي شوم در كوچه ها جوانان در حركتند معلوم است كه تازه از درگيري آمده اند نيروي ضد شورش خياباني را بند آورده اند. بر مي گرديم به سمت بزرگراه نواب تقاطع جمالزاده و آزادي مملو از جمعيت است. مردم شعار مي دهند : مرگ بر اين دولت مردم فريب.
سر خيابان اوستا و جلوي بوستان اوستا در خيابان آزادي جمعيت زيادي ايستاده اند و مسيرهاي بي آر تي را با بلوك و آجر و علايم رانندگي بسته اند و با سنگ روي نرده هاي آهني مي كوبند پيرمرد و پيرزن زحمتكشي در اينكار از همه فعالترند. جلوتر تقاطع آزادي و اسكندري مملو از مردم است و شعار مي دهند : خامنه اي يزيده يزيد سرنگونه! و خامنه اي يزيد شد روي يزيد سفيد شد. و خامنه اي بدونه بزودي سرنگونه! اين لشگر حسينه ياور ميرحسينه. و حسين حسين شعارشون تجاوز افتخارشون و اين ماه ماه خونه يزيد سرنگونه! و مرگ بر ديكتاتور!
تعدادي از جوانان مجسمه نيم تنه نواب صفوي را در بزرگراه نواب برايش سربند سبز درست مي كنند مردي مي گويد ولش كنيد مرتجع بود اما كسي گوش نمي دهد.
تقاطع رودكي و خيابان آزادي دست مردم است هليكوپتر ناجا در ارتفاع پائين از بالاي آن عبور مي كند مردم هو مي كنند.
جلوتر در ايستگاه بهبودي مردم شعار مي دهند : منتظري نمرده ديكتاتوره كه مرده. نيروي ضد شورش گاز اشك آور مي زند. مردم شعار مي دهند : مرگ بر خامنه اي زني به شوهرش مي گويد مذهب فايده ندارد و اين مراسم عاشورا ديگر خيلي تكراري است و مرد ميانسالي مي گويد كه راست مي گويد بايستي از حقوق زنان و مليتها و دمكراسي دفاع كرد شوهر زن مي گويد قدم به قدم.
ساعت يك جمعيت در تقاطع خيابان خوش و كلهر در سلسبيل خيلي زياد است و خيابان پر از دود و آتش است.
جلوي مسجد لولاگر جايي كه در سي خرداد از بالاي آن به سمت مردم تيراندازي كردند و تعدادی را كشتند جمعيتي ايستاده و از هيئتي توي كوچه روبرو غذا و چاي مي گيرند و مسئولين مسجد كه قيافه بسيجي دارند سعي مي كنند كه خودشان را بيطرف نشان دهند.
مترو نواب نزديك است پس مي پرم توي مترو به سمت ميدان امام حسين. بلند گو مي گه ايستگاه امام حسين توقف نداره پس پل چوبي بيرون مي آيم نرسيده به ميدان ماشين هاي نيروي انتظامي ايستاده اند و مردي را دستگير مي كنند آنجا مركز فروش وسايل دست دوم تهران است اما مغازه ها همه بسته اند و معمولا افراد فقير وسايل كهنه شان را توي پياده رو مي فروشند اما حالا خلوت است.
توي خود ميدان نزديك به بيست ون نيروي انتظامي مملو از مامور در ضلعي كه مسجد امام حسين درش هست مستقر شده اند در ميانشان چند نفر نيروي كماندو هستند كه لباس مشكي بر تن دارند و جليقه ضد گلوله و كلت كمري و باتوم دارند. آدم ياد سربازان اسرائيلي مي افتد كه در غزه مردم را سركوب مي كنند.
ساعت حدود دو است و از درگيري هاي ميدان مدتي مي گذرد. مرد جواني مي گويد ساعت يازده جمعيت خيلي زيادي آنجا بوده و درگيري زياد بوده مي پرسم ده هزار نفر مي شدند؟ مي گويد خيلي بيشتر. بعدا كه شب تصاوير تظاهرات را در پل چوبي ديدم بنظر درست مي گفت.
از آنجا مي خواهم برگردم با بي آرتي برم كه تا ميدان امام حسين بيشتر نمي رود و بنابراين نميشه از جلوي دانشگاه و دروازه دولت و غيره گذشت. در ايستگاه اتوبوس آخوند جواني بهمراه مريدانش ايستاده اند بنظر طرفدار احمدي نژاد است و او مي گويد كه جمعي از اراذل مشكلات را بوجود آوردند! مي خوام جواب تندي بهش بدهم اما موقعيت مناسب نبود بنابراين فقط به اين بسنده مي كنم كه بگويم ملاها بهتره در سياست دخالت نكنند او هم خودش را به مظلوميت مي زند و مي گويد كه اصلا! بعد با هم مي چپيم توي اتوبوس لبالب پر و مي بينم كه با ترس دارد نگاه مي كند چون تنها آمد تو.
بر مي گردم به سلسبيل ساعت حدود سه و نيم است. نيروي ضد شورش در خيابان جيحون در دسته هاي ده نفري شروع به مستقر كردن مي كنند چون لانه شان همانجاست روبروي استخر تامين اجتماعي. و بعد بيخودي گاز فلفل مي زنند. پسر ده ساله اي توي كوچه اي شروع به گريه كردن و استفراغ مي كند صورت و چشمهايش سرخ شده اند. به چند زن كه از خانه هايشان بيرون مي آيند مي گويم اين پسر را ببريد كمي آبليمو بهش بدهيد بالاخره يكيشان قبول مي كند. گازش خيلي تند بود چشمانم بد جور مي سوزد براي مردم ديگر گاز اشك آور عادي شده است.
آنطرفتر اما در خيابان رودكي غلغله است صدها جوان بدنبال چهار جوان صورت پوشيده كه روي ارابه اي رفته اند راه مي روند و شعار مي دهند : حسين حسين شعارشون تجاوز افتخارشان! و مرگ بر تو مرگ بر تو! در اين روز شعار مرگ بر خامنه اي خيلي زياد بود و از اين لحاظ راديكالتر بود شعار ها.
جوانان به سرعت صورتهايشان را با تكه هاي يك پارچه سياه دكه يك هيئت مي پوشانند. و صدها سنگ و آجر آماده مي كنند و بدست مي گيرند و به سمت بالا حركت مي كنند. جسارت آن چهار جوان ستودني است چون خبرچين زياد است.
ساعت حدود چهار و نيم است و هنوز سيصد نفري بدنبال اين جوانان راه مي روند و شعار مي دهند از نيروهاي گارد خبري نيست اما چندين موتور سوار مشكوك بسيجي هي دور و بر آنها مي پلكند و ارزيابي مي كنند. اين جوانان خستگي نمي شناسند و حاضرند تا صبح ادامه دهند.
عصر خانه هستم و ماهواره مي گويد كه در اثر تيراندازي و حمله نيروهاي حكومتي چهار نفر كشته شده اند و چند نفر ديگر مجروح شده اند گويا از روي پل حافظ و از پائين آن، حدود ظهر تيراندازي كرده اند. فيلم هاي خبري كانال آسو بوضوح تصاوير دو نفر از كشته شدگان را نشان مي دهد. زني در تماس با راديو فردا جزئيات كشته شدن يك نفر را در تقاطع فلسطين و انقلاب شرح مي دهد و مي گويد كه مردم جسد مرد ميانسالي را تا چهار راه وليعصر حمل كردند.
خبر ديگر حاكي از كشته شدن خواهر زاده موسوي بود گويا او را نشان كرده بودند و با گلوله زده بودند او كه 35 ساله بود به نام علي موسوي بعدا در بيمارستان ابن سينا در صادقيه جان مي بازد. بنا بر اخبار رسانه ها شب هنگاه جمعيت زيادي به سمت آن بيمارستان مي روند.
بنا بر اخبار رسانه هاي ماهواره اي خيابان وليعصر و بلوار كشاورز در مقابل پارك لاله و ميدان آزادي و خيابان ستارخان و ميدان توحيد تظاهرات پراكنده مردم رخ داده.
آخرين خبرها حاكي از تجمع شبانه مردم در ميدان محسني واقع در ميرداماد و درگيري پراكنده مردم در اطراف صدا و سيما دارد و مردم روي بام ها شعار مرگ بر ديكتاتور سر داده اند.
ساعت 9 شب در اخبار شبكه يك سيما تصاويري از تظاهرات مردم و به آتش كشيده شدن چند موتورسيكلت و تخريب يك ساختمان را نشان مي دهد و زيرنويس زده: حرمت شكني عزاداري عاشورا توسط اغتشاشگران. بعدش مصاحبه با رادان فرمانده نيروي انتظامي تهران را پخش مي كند او قيافه ناراحت و مادر مرده بخودش گرفته و مي گويد كه حرمت را شكستند و متاسفانه چهار نفر كشته شده اند يك نفر از پل به پائين پرت شده! دو نفر در حادثه رانندگي كشته شده اند! و يك نفر هم با گلوله ـ مي گويند كه ارتشبد ازهاري در اواخر زمان شاه هم مي گفته كه اين شعارها همه نوار است و از بلندگو پخش مي شود - اين در حاليست كه بنا بر خبر شاهدان عيني يكي از كشته شدگان ابتدا گلوله مي خورد و بعد ماشين نيروي انتظامي از رويش به عمد رد مي شود و او جان مي سپارد.
كلا در اين روز شعارها راديكالتر شد نسبت به شخص خامنه اي و مردم جسورتر بودند و نيروي انتظامي در بسياري از مناطق دستور حمله و تيراندازي را اجرا نمي كردند و در بسياري از نقاط مركزي تهران كنترل دست مردم بود. زحمتكشان در اين روز نسبت به روزهاي قبل در اطراف ميدان امام حسين و محله نظام آباد و محله سلسبيل حضور پر رنگتري داشتند. خواست سرنگوني در غالب شعار بيشتر شنيده مي شد.
بنا بر اخبار رسيده در تبريز حداقل چهار نفر در تظاهرات ضد حكومتي كشته شدند. شهرهاي شيراز و مشهد و اصفهان و زنجان و اراك هم شاهد تظاهرات گسترده مردم بوده و شعار عليه خامنه اي پر رنگ بوده.
طرفداران موسوي از راديكالتر شدن شعارها هراسانند و پيشنهاد مذاكره و گفتگو مي كنند اين در حاليست كه بخشهايي از مردم خواستار سرنگوني هستند. در اين روز بخاطر عاشورا شعارها رنگ و بوي مذهبي بيشتري داشت.
كشتن مردم در روز عاشورا لكه ننگ بزرگي بر چهره كثيف جمهوري اسلامي است كه خود را نماينده امام زمان و اسلام ناب محمدي معرفي مي كند.
درود بر جانباختگان راه آزادي!
مرگ بر سركوبگران خلق!
استقلال، آزادي، برابري، جمهوري دمكراتيك مردمي!
|
چهارشنبه شب اس ام اسی گرفتم که فردا ساعت 3 از هر مسیری به سمت میدان انقلاب بیآیید. اطلاع رسانی کردم و ساعت سه ونیم راه افتادم. از وصال به انقلاب پیچیدم، تعدادی پلیس دیدم. آرام به سمت میدان رفتم، جمعیتی نه چندان انبوه در رفت و آمد بود. روبروی دانشگاه چند جوان را گرفته و به صف کرده و بازخواستشان می کردند. به میدان که رسیدم تعداد ماموران پلیس وحشتناک زیاد بود و تعداد کثیری از انواع ماشینهایشان پر از نیرو هر گوشه میدان در انتظار بودند.در میدان توحید نیروهای پلیس مسلسل به دست ایستاده بودند و با تکانهایی که به سلاحشان می دادند سعی در ایجاد رعب داشتند. بعضی هم کلاه هایی به سر داشتند که سوراخهایی دارد و فقط دو چشم و دهان و بینی بیرون است. کاش سوراخها بسته بود و خفه می شدند. دوستی که از میدان آزادی می گذشته این اراذل را با همین هیأ ت دیده بود.گفته می شد در میدان ولیعصر و 7 تیر و نازی آباد تجمعاتی از طرف مردم برپا شده اما من ار صحتش مطمئن نیستم از کم بودن گزارش شرمنده ام چون نمی توانستم به تنهایی تظاهرات کنم
ارسالی به زنانی دیگر |
تجمع امروز لباس شخصی ها؛ علی مانده و حوضش
تظاهرات عاشورا بزرگترین ضربه به رژیم طی سی سال گذشته
یکی از قدیمی ترین زندانیان سیاسی محکوم به اعدام شد
( نکاتی در خصوص وضعیت روبه افول قدرت رژیم )
وبلاگ؛ یکی از خود فروخته های صدا سیما شناسایی شد
گزارش از مشهد؛ فضای سرکوب همچنان ادامه دارد
گزارش خوانندگان؛ حمله بسیج به دانشگاه آزاد مشهد
گزارش دیگری از درگیری در دانشگاه آزاد مشهد
گوشه هایی از نمایش خیابانی رژیم در حال فروپاشی
مزدوران رژیم دو دانشجو را در مشهد به قتل رساندند