اخبار رسیده4   

 

 

رهبر ایران: ساعتی پس از انتخابات به مخالفان پیام دادم

آیت الله علی خامنه ای فاش کرده است که ساعتی پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران به طور خصوصی برای رهبران مخالفان دولت پیامی هشدارآمیز فرستاده است.

رهبر ایران روز چهارشنبه ۶ آبان (۲۸ اکتبر) در جمع گروهی از "نخبگان علمی - فرهنگی" گفت: "در همان ساعات اول به آنها پیغام خصوصی دادم که شما در حال شروع برخی مسائل هستید، اما دیگران از آنها سوءاستفاده می کنند و شما نمی توانید ماجرا را کنترل کنید و همان طور هم شد".

در گزارشی که دفتر آقای خامنه ای از دیدار او با نخبگان منتشر کرده، نامی از مخاطبان این پیغام خصوصی برده نشده اما به "صحنه گردانی" و "میدان داری" برخی از "عناصر خود نظام" اشاره شده است و به نظر می رسد که منظور او رهبران جناح اصلاح طلب و نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد باشد.

آیت الله خامنه ای با اشاره به سخنرانی اش در نمازجمعه بعد از انتخابات گفته است: "ابتدا پیغام خصوصی و نصیحت لازم داده شد اما وقتی انسان ناچار می شود، برخی مسائل را علنا نیز ابراز می کند".

'بزرگترین جرم'

رهبر ایران "زیر سئوال بردن اصل انتخابات" را "بزرگترین جرم" خوانده و گفته است: "همان فردای انتخابات عده ای بدون دلیل و استدلال، آن انتخابات عظیم را دروغ خواندند، آیا این جرم کمی است"؟

به نظر می رسد اشاره آقای خامنه ای به اطلاعیه هایی است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی روز پس از انتخابات صادر کردند و در آن ها، نتیجه اعلام شده انتخابات را "مهندسی شده"، "مضحک و شگفت" و ناشی از "شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما" خواندند.

اکنون رهبر ایران می گوید: "دشمن هم از این بی انصافی حد اکثر استفاده را کرد و در داخل هم عده ای که از اول با نظام اسلامی موافق نبوده اند... فرصت را مغتنم شمردند و آن حوادث پیش آمد".

او از برخی مطبوعات داخلی ایران هم انتقاد کرده است که به مسائل "فرعی" دامن می زنند و از مسئله اصلی که به گفته او "حضور پر عظمت و نصاب شکن مردم" در انتخابات است کمتر سخن می گویند.

آیت الله خامنه ای همچنین ظاهرا در اشاره به حرکت های اعتراضی که اخیرا به طور مداوم در دانشگاه های ایران صورت می گیرد گفته است: "بیگانگان محیط های دانشگاهی و دانشجویی را آماج توطئه قرار داده اند تا به هر شکل ممکن در روند فعالیت های علمی اختلال ایجاد کنند و جوانان عزیز و باهوش نباید بگذارند این تیر دشمن به هدف بخورد".

او در بخشی از سخنان خود در باره "انتقاد از رهبری" هم گفته است: "هم اکنون نیز انتقادهایی بیان می شود و بنده هم آنها را دریافت می کنم".

در گزارش منتشر شده توسط دفتر آقای خامنه ای، مشخص نیست که آیا این جمله در پاسخ به سئوال حاضران مطرح شده است یا رهبر ایران خود لازم دیده است که به این نکته اشاره کند.

از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2009/10/091028_op_ir88_khamenei_message.shtml

بالا ^^

موسوی در دیدار با کروبی: توافقات ژنو مایه حیرت است

میرحسین موسوی روز سه شنبه ۵ آبان (۲۷ اکتبر) و در دیدار با مهدی کروبی گفتگوهای هسته ای انجام شده در ژنو میان نمایندگان ایران و آمیرکا را "واقعا مایه حیرت" خواند.

کلمه، وب سایت رسمی آقای موسوی، گزارش داده در این دیدار که در دفتر میرحسین موسوی انجام شد، آقای موسوی گفت: "قول و قرارهایی که در ژنو داده شده، اگر اجرا شود بر باد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است و اگر اجرا نشود زمینه اجماعی را برای تحریم گسترده علیه ایران ایجاد خواهد کرد."

آقای موسوی همچنین گفت: "جالب آنجاست که به فرزندان انقلابی و خدوم کشور تهمت ارتباط و تمایل به غرب و شرق می زنند و خود به صورت آشکار و مکرر در مقابل آمریکا کرنش می کنند."

آقای موسوی همچنین با اشاره به برخی اتفاقات در عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی گفت: " دو گمانه را می توان مطرح کرد. یا برخی آقایان ماموریت دارند که کشور و نظام را متلاشی کنند و از بین ببرند، یا اینکه فقط به فکر امروزشان هستند و کاری را صرفا انجام میدهند که امروزشان بگذرد و به فردا برسد. که به گمانم همین گمانه دوم به واقعیت نزدیک تر است."

در این دیدار که بنا بر گزارش ها بیش از ۴ ساعت طول کشید، دو طرف که اصلی ترین رهبران مخالفان در ایران هستند، تصمیم گرفته اند به تقویت راه های ارتباطی خود "به رغم برخی محدودیت ها" بپردازند.

آقای کروبی در ابتدای این دیدار از برخوردهای صورت گرفته با او و علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات ابراز تاسف کرد و آقای موسوی هم گفت: "به رغم توقیف مطبوعات، جمعیت مشتاق کثیری را [در فیلم ها] دیدم که در نمایشگاه حضور داشتند و از شما و جنبش سبز حمایت می کردند، و این گویا موجب ناراحتی اقلیتی است که در نتیجه دست به چنین اقداماتی می زنند."

در این دیدار مهدی کروبی از مبالغه هایی که درباره برخی افراد و مکان های مذهبی می شود انتقاد کرد و گفت: "مثلا می شنوم نام مسجد جمکران را در کنار و هم شان مسجدالحرام و مسجدالاقصی به عنوان مکان های مقدس می آورند و این اقدامات تنها باعث می شود که اعتماد مردم به اعتقادات قبلی شان هم سست شود."

'آزادی زندانیان سیاسی یک خواست ملی است'

میرحسین موسوی در این دیدار با اشاره به محاکمه زندانیان سیاسی و پخش اعترافات از تلویزیون و همین طور ادامه بازداشت فعالان سیاسی گفت: "برخی فکر می کنند که با چنین حربه هایی می توانند وضعیت را به وضع سابق برگردانند. اما سودای محال دارند و نمی فهمند که با هیچ حربه ای حتی با تهدید و بازداشت و محاکمه و اعتراف گیری هم نمی توان جامعه امروز را به جامعه یک سال قبل برگرداند.»

آقای موسوی گفت: "آزادی زندانیان سیاسی یک خواست ملی است که می تواند به بهتر شدن اوضاع کمک کند."

از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2009/10/091028_bd_ir88_mousavi_karubi.shtml

بالا ^^

http://www.radiobarabari.net/files/2009/10/28/6.ram

 

در شرایط کنونی، کارگران باید حول خواست عدم تعویق در پرداخت دستمزدها،جلوگیری از اخراج و بیکاری سازی کارگران دست به اعتراضات وسیع بزنند. گفتگو با پروین محمدی ، از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران.



audio1.gif

http://www.radiobarabari.net/files/2009/10/28/3.ram

 

هنگامه شهیدی رورنامه نگار، در اعتراض به ادامه بلاتکلیفی خود در زندان دست به اعتصاب غذا زده است گفتگو با محمد مصطفایی وکیل روزنامه‌نگار در بند!.

 

 

پانزده اشتباه فاحش جمهوری اسلامی ؛ مصاحبه با محسن کدیور به بهانه صدمین روز تأسیس جرس

فرید ادیب هاشمی

http://www.rahesabz.net/story/3150/

 

 

خلاصه: محسن کدیور، به ولی فقیه توصیه می کند که اگر می خواهد بماند، به جای حکومت کردن به نظارت بپردازد و اداره امور کشور را به دست نمایندگان واقعی مردم بسپارد. به اعتقاد وی آیت الله خامنه ای در صدد است با دنبال کردن سیاست مشت آهنین، مخالفانش را نقره داغ کرده و با خشکاندن ریشه حرکتهای اصلاح طلبانه به ملت بفهماند که یا باید او را بپذیرند و یا قبول کنند اغتشاش گرند، راه سومی وجود ندارد.او ضمن اشاره به پانزده اشتباه فاحش جمهوری اسلامی درطول حیات سی ساله خود، اقتدار زندان اوین را از اقتدار دانشگاه تهران و شریف بیشتر می داند. اوین سمبل و نماد جمهوری اسلامی است.  

 

مقدمه:
"
جرس" صد روزه شد. به همین مناسبت با دکتر محسن کدیور،یکی از اعضای شورای سیاست گذاری جرس  در باره چگونگی شکل گیری و انتشار آن ، برنامه های آینده و موانعی که این رسانه نوپای جنبش سبز با آن روبروست گفت و گو کردیم.

محسن کدیور، اسلام شناس، متفکر نواندیش و استاد مدعو دانشگاه "دوک" در امریکاست. او فعالیت جرس را در صد روزگی، مدیون همکاری و تلاش سخت روزنامه نگارانی می داند که به سرعت به این رسانه ی نوپا پیوستند. او خبر داد که جرس اگر چه در صدد راه اندازی رایو و همچنین تلویزیون اینترنتی است اما پیشرفت و توسعه کارنیازمند کمک وسیع مالی هموطنان ایرانی است.

گفت و گو با کدیور از جرس و برنامه های آن به جنبش سبز مردم ایران و اشتباهات جمهوری اسلامی در سی سال گذشته کشید. او این اشتباهات استراتژیک را در پانزده مورد فهرست کرد و گفت اشتباهات و انحراف از آرمانهای اصلی در واقع از همان ماههای اول بعد از پیروزی انقلاب شروع شد. او در این فهرست پانزده گانه از مواردی چون نظریه ولایت فقیه، مطلقه شدن ولایت، تعیین جانشین برای مرحوم آیت الله خمینی، شکستن قلمها و توقیف مطبوعات، اعدامهای سال 67، اشغال سفارت امریکا، انقلاب فرهنگی، ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر، ورود نظامیان به عرصه ی سیاست و... نام برد.

این مجتهد منتقد جمهوری اسلامی به ولی فقیه توصیه می کند که بهتر است به جای حکومت کردن به نظارت بپردازد و اداره  امور کشور را به دست نمایندگان واقعی مردم بسپارد. به اعتقاد وی آیت الله خامنه ای در صدد است با دنبال کردن "سیاست مشت آهنینمنتقدان را "نقره داغ" کرده و با خشکاندن ریشه  حرکتهای اصلاح طلبانه به ملت بفهماند که یا باید او را یپذیرند و یا قبول کنند اغتشاش گرند، راه سومی وجود ندارد. او سمبل جمهوری اسلامی را زندان اوین و کهریزک می داند نه دانشگاه تهران و شریف. به نظر کدیور، عامل فساد جمهوری اسلامی سرشت استبدادی آن است و الا نه سکولاریسم ملازم دموکراسی است نه اسلام ملازم استبداد.


·   
به  صدمين روز تولد نشريه اينترنتي جرس نزدیک می شویم. به عنوان عضو شوراي سياست گذاري  این رسانه بفرمایيد چه ضرورتهايي موجب راه اندازی "جرس " شد؟
شبكه جنبش راه سبز(جرس) 29 تيرماه سال 88، مصادف با عيد سعيد مبعث کار خود را آغاز کرد. يكي از مشكلاتي كه در ماههاي اخيربا آن روبرو بوده ایم، سركوب شديد مطبوعات و رسانه هاي مستقل و دروغ پراکنی های رسانه های حکومتی بوده است. همين امر جمعی از دوستان دلسوز را به ضرورت  وجود يك رسانه مستقل رهنمون کرد. این دوستان همگی بر این نکته تاکید داشتند که این رسانه باید  ملي و متعلق به مردم ايران باشد و با بودجه ايراني ارتزاق کند و همان اهداف "جنبش سبز مردم ايران" را  دنبال كند. ضرورتهاي سياسي- اجتماعي و فرهنگي ِاين موقعيت خاص بود كه برخي از شخصیتهای فرهنگی و سیاسی را به اين نتيجه رساند که به شکل علنی حمایت خود را از این شبکه اطلاع رسانی اعلام کنند. در این زمینه هيچ طرح از پيش تعيين شده اي وجود نداشت اما دوستان دست اندرکار اکنون به دنبال تاسیس یک شبكه چند رسانه اي هستند که وب سايت "جرس" اولين محصول آن است و راه اندازی  "راديو" و "تلويزيون" اينترنتي هم درمراحل بعدی قرار دارند. کارجرس در ابتدا به شكل تجربي آغاز شد ولي به سرعت روزنامه نگاران مجرب ايراني به آن پيوستند. امروز مي توانم بگويم كه كادر تحريريه جرس يكي از قوي ترين كادرهاي تحريريه مطبوعات ايران است و اکثر همکاران آن سابقه و تجربه کار در روزنامه هاي معتبر ايران را داشته اند.

·   
در کنار ضرورتهایی که بر شمردید،"جرسچه اهدافی را دنبال می کند؟
هدف جرس،همان هدف جنبش سبز مردم ايران، آزادسازي ايران است. اشاعه  اهدافی چون دموكراسي، حقوق بشر، آزادي، عدالت و دفاع از مصالح ايرانيان در صدر اهداف جرس قرار دارد. از خشونت گفتاري و نوشتاري بيزار است و سعي كرده اخلاق را در بيان نظرات و دیدگاههای خود- حتي نسبت به مخالفانش- كاملا رعايت كند. يك وي‍ژگي بارز اين شبكه، شفاف بودن آن است. ازهمان  آغاز، ده هدف مشخص رسانه اي برای خود تعیین کرد و آن ها  را از طریق وب سایت به اطلاع عموم رساند.علاوه بر آن "جرس" گردانندگان خود را به طور کامل معرفي كرده و يك شبكه شناسنامه دار است. شورای سیاست گذاري جرس  اسامي خود را اعلام عمومی كرده تاهمه خوانندگان -چه موافقان و چه مخالفان- جنبش سبز بدانند كه چه كساني پشت سر اين رسانه هستند. جرس حزب نیست، قرار هم نیست حزب باشد. جرس یک رسانه است و اعضای شورای سیاست گذاریش هم همچون جنبش سبز متنوعند.

·   
راه اندازی و تداوم انتشار، با محدودیت هایی هم همراه است.مهمترین محدودیت های "جرس" کدام است؟
 
مهمترين محدوديت جرس -در حدي كه من اطلاع دارم- محدوديت جدی مالي است. از آنجا كه اهالی جرس مصممند از كمك هيچ دولت خارجي استفاده نکنند و مانند جنبش سبز مردم ايران از بنياد، ايراني باشند و ایرانی بمانند، لذا فقط به كمك ايرانيان خارج از كشور چشم دوخته اند. علیرغم اينكه ايرانيان داخل كشور تمايل به ارائه  كمك مالی داشتند اما به خاطر مخاطراتي كه برای آنها وجود دارد تصميم گرفته شد كه فعلا از كمك آنها استفاده نكنند و صرفا متكي به كمكهاي ايرانيان خارج از كشور باشند . اميدواریم كه هموطنان ايراني بسیاربيشتر از اینها كمك كنند. بدون کمک مالی هموطنان، تداوم انتشار جرس واقعا ممکن نخواهد بود. جرس یک موسسه ثبت شده رسمی غیرانتفاعی است و بعد حقوقي دارد. بنابراين يك رسانه قارچي نيست كه روئيده باشد و از بين برود. اينكه توانسته به هر حال 100 روز تداوم انتشار خود را حفظ کند، بايد خدا را شكر كرد. اگر كمك مالی هموطنان خارج از کشور و تلاش و همکاری دوستان روزنامه نگار نبود، همين مقدار هم امكان نداشت. ولی هموطنان باید عملا اثبات کنند که ما بدون کمک خارجی و روی پای خودمان می توانیم بایستیم و علیرغم تنوع و تکثر آراء و عقاید می توانیم در راستای استیفای منافع ملی کشورمان هم دیگر را تحمل کنیم. ضمنا بگویم سخنان من در این مصاحبه دیدگاه شخصی من است. جرس مواضع خود را از طریق بیانیه های رسمی یا سخنگو اعلام می کند.

به بحث وحدت ملی خوش بین نیستم

·   
اجازه دهید اشاره ای هم به شرايط امروز جامعه ايران داشته باشيم. امروز در ایران صحبت از وحدت ملي و آشتی ملی  است. معمولا بحث وحدت ملي را ريش سفيدان دنبال مي كنند. برخی معتقدند که دیگر ریش سفیدی در جمهوری اسلامی  باقی نگذاشته اند تا درشرایط بحرانی، ميانه داري كنند.آیا شما فکر می کنید هنوز کسانی هستند که بتوانند در این دعوا، ریش سفیدی کنند؟
طرح وحدت ملي هميشه خوب است منتهي باید دید که حول چه محوري قرار است وحدت صورت بگیرد.اگر حول مصالح ملي ايران باشد و يا حول محور قانون اساسي - با همه اشكالاتی که دارد- قابل قبول خواهد بود. با توجه به اينكه من صداقت چندانی از بيان كنندگان بحث وحدت ملي در طول اين چند دهه اخير بياد ندارم، الان هم چندان خوش بين نيستم. اما در پاسخ به سئوال شما باید بگویم که بله هنوزکسانی هستند که بتوانند نقش ریش سفیدان را ایفا کنند. بخشي از مراجع كه تا به حال ساكت بودند ، مي توانند ميانداري كنند. برخي از علماي تهران و شهرستانها همهرچند تعدادشان معدود و محدود است - ولي هم مورد احترام بخشي از مردم هستند هم حكومت مجبور است احترام آنها را رعايت كند. به نظر من  آنها مي توانند چنين نقشي را را ایفا كنند. به علاوه برخی از معتمدین غیر روحانی نیز توانائی ایفای چنین نقشی را دارند.



جمهوری اسلامی به آرمانهای چهارگانه انقلاب اسلامی پشت پا زد


·     
برداشت من ازعبارت "وحدت ملي" نوعي مذاكره به منظور رسيدن به يك نقطه مشترك براي برون رفت از بحرانی است که خطر ساز شده است. اجازه دهيد از شما بپرسم كه جمهوري اسلامي چه اشتباهاتي در گذشته مرتکب شد كه امروز به آشتی ملی برای برون رفت از بحران، نیازمند شده است؟

فاصله گرفتن جمهوري اسلامي از آرمانهای انقلاب ، در واقع چند ماه بعد ازپیروزی انقلاب شروع شد. قصد و عمدي هم از اول در كار نبود؛ اما به نظر مي رسد، اهداف اصلي انقلاب زمين مانده است. انقلاب، سه چهار هدف اصلي داشت که عبارت بودند از استقلال، آزادي، عدالت و تلقي خاصي از اسلام یعنی اسلام رحماني، مترقي و بي ريا. اين چهار اصل هنوز هم قابل دفاع است و هنوز هم خواسته مردم ايران است. يعني اگر كسي بخواهد از اين اصول هم عقب تر برود، پذیرفتنی نیست. منتهي از اين چهار اصل ظاهرا تنها بخشهائی از اصل "استقلال" مورد توجه قرار گرفت  ودر دستیابی به آن موفقیت هایی حاصل شد، اما سه اصل ديگر كه يكي از آنها "آزادي"است، مورد بی توجهی قرار گرفت. منظور من از آزادی، یعنی میزان امنیت کسی که با جمهوري اسلامي موافق نيست و بطور مسالمت آمیزبا آن مخالفت می کند. الان کار به جايي رسيده كه کسانی به زندان افتاده اند که اکثرا كارگزاران جمهوري اسلامي در دهه هاي گذشته بودند. يعني انقلاب در حال خوردن بچه هاي خود است. در ايران، نه آزادي بيان است، نه " آزادي پس از بيان" وجود دارد. یعنی فقط خدا می داند که بعد از بيان كردن، چه اتفاقي براي صاحب حرف و عقیده مي افتد. اگر روزنامه ای از حق آزادی بیان خود استفاده کند، یا نويسنده ای مطلبی بنویسد که حکومت را خوش نیاید، توقیف و زندان حتمی است .

بی توجهی به  اصل عدالت، هم در مشكلات اقتصادي جامعه (فقیر تر شدن فقرا و ثروتمند تر شدن مرفهان و ثروتهای قارچی مقربان نظام) و هم در بی عدالتی قضایی به خوبی مشهود است. شايد بتوان گفت که در طول عمر سی ساله جمهوری اسلامی، امسال یکی ازبدترين سالها از نظر بی عدالتی و محدود کردن آزادی ها بوده است.

 
اصل اسلامیت نظام، منظورم اسلام بي رياست،شرایطی به مراتب بدتر از آن دو اصل دیگر پیدا کرده است. قبل از انقلاب كسي به نام اسلام اين ظلمها را نمي كرد، کسی به نام اسلام حكومت نمي كرد، الان همه اين روشهای استبدادي به پاي اسلام نوشته شده و آن را از چشم دين مي بينند.

اينها نشان مي دهد كه از چهار هدف اصلي انقلاب، سه هدف  در واقع به روی  زمين مانده است.

اشتباهات استراتژیک جمهوری اسلامی

اما اگر بخواهم اشتباهات فاحش جمهوری اسلامی را فهرست وار برشمارم موارد ذیل قابل ذکر است:

اولین اشتباه در واقع  با اصل "ولایت فقیه" و ورود آن به قانون اساسی شروع شد. انقلاب اسلامی يك اعتراض ملي نسبت به ظلم حاکم  در زمان شاه بود که با رهبري ديني مرحوم آیت الله خمینی به اوج خود رسيد. به نظر من ولايت فقيه که بعدا به ولایت مطلقه فقیه تغییرپیدا کرد، نخستين انحراف از آن اصول اوليه انقلاب بود، چرا که با اهداف عدالت، آزادی و اسلام رحمانی در تعارض بود. مردم به مرحوم آیت الله خمینی ارادت داشتند، این ارادت همانند ارادت مردم در عصر مشروطه به مرحوم آخوند خراسانی ربطی به ولایت فقیه نداشت، کما اینکه در بیانیه های سیاسی خود در پاریس هرگز به ولایت فقیه اشاره نکردند

دومین اشتباه، تندرويهاي آغاز انقلاب، به خصوص نادیده گرفتن موازين قضايي و آئين دادرسي در محاكماتی بود که در چند سال اول انقلاب انجام شد، بویژه اعدامها و مصادره ها.

اشتباه سوم، نقض آزادي مطبوعات از همان سال اول پیروزی انقلاب بود. "بشكنيد اين قلم ها را" می توانست جای خود را به عبارتی نظیر "پاسخ دهید به این قلم ها" بدهد. این نقض آزادی ها بعدها منجر به بسته شدن يك شبه و فله ای مطبوعات شد.

چهارم، شیوه برخورد با حكومت دولت موقت بود. دولت موقت در آن زمان در واقع يك حكومت تكنوكرات  بود كه آمده بود تا جامعه را به شيوه مدرن اداره كند اما به دلايل مختلف امكان فعاليت پيدا نكرد و ولايت فقيه عملا وارد عرصه حكومت داري شد. اين نكته مهمي است. به نظر بنده با سقوط دولت موقت، روحانیت از فاز نظارتی وارد فاز اجرایی و سیاستمداری شد و اين شروع انحرافي بود كه بعدا در جمهوري اسلامي نهادينه شد. يعني اينكه تا چند دهه تمام سران قواي كشور روحاني بودند، تمام تصميم گيران اصلی كشور روحاني بودند در حالي كه مي بايست از اقشار مختلف مردم در اداره كشور استفاده می شد بخصوص در پستهاي كليدي.

پنجمین اشتباه، اشغال سفارت آمريكا بود كه علي رغم همه ظلمهايي كه حكومت زیاده طلب آمريكا نسبت به ملت ايران روا داشته بود، اما  شيوه اعتراض انتخاب شده، به لحاظ ضوابط اسلامی و حقوقی مناسب نبود و این اعتراض به حق، مي توانست به نحو ديگري صورت بگيرد.

انقلاب فرهنگی، ادامه جنگ و اعدامهای 67
اشتباه  ششم، انقلاب فرهنگي و تبعات بعدی آن در جامعه بود. انقلاب فرهنگي - حذف دگراندیشی و تحمیل کلیشه های کهنه به نام دین و محدویت داد و ستد علمی - یک پديده فرهنگ ستيز بود و به هيچ وجه قابل دفاع نيست. اين جزء اشتباهات تاريخي نسل ماست. اسلام همواره مدافع فرهنگ باز و گفتگوی علمی و استفاده منطقی از تجارب و دستاوردهای بشری است.

اشتباه هفتم، ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر بود. دفاع شرافتمندانه ملت ایران از خاک خود و بیرون راندن ارتش متجاوز بعث عراق یکی از نکات زرین و مثبت کارنامه جمهوری اسلامی است. اما پنج سال کش دادن بی حاصل جنگ و تحمل خسارات فراوان جانی و مالی و کوشش برای تنبیه متجاوز که نهایتا به سر کشیدن جام زهر قطعنامه سازمان ملل در بدترین زمان ممکن انجامید از نقاط منفی کارنامه جمهوری اسلامی است.

هشتم، مساله اعدام هاي سال 1367است.این مورد یکی ازاشتباهات بسیار بزرگ جمهوری اسلامی است که حتی یاد آن ، تن آدمی را به لرزه می اندازد. تعداد افراد اعدام شده در مدتی به آن کوتاهی وبدون رعایت موازين قضايي به طور قطع با مسلمات فقه اسلامي ، موازین حقوق موضوعه ایران و ضوابط حقوق بشر در تضاد است. اعدام زندانیان سیاسی سال 67 يكي از اتفاقات بسيار تلخ و شرم آور در تاریخ جمهوری اسلامی بود.


تئوری ولایت مطلقه فقیه و مصداق آن هر دو خطا بود

اشتباه نهم، گنجاندن مسئله اصل "ولايت مطلقه فقيه" در بازنگری قانون اساسي در سال 1368 بود. اين اشتباه تلخ تر از گنجانیدن اصل ولایت فقیه در قانون سال  1358 بود. اعضاي شوراي بازنگري قانون اساسي بايد در مورد این خطاي استراتژيك وبسيار بزرگی که مرتکب شدند، پاسخگو باشند. نکته  تاسف بار اینکه برخلاف آنچه در دنیا مرسوم است که هميشه قوانین اساسي برای محدود کردن  قدرتهاي سياسي نوشته می شود و یا مورد اصلاح واقع می شود، در قانون اساسی جمهوری اسلامی اختیارات فوق العاده و افسار گسیخته ای برای ولی فقیه در نظر گرفته شد. فراموش نکنیم که پهلوی ها با استفاده از قانون اساسي مشروطه، که شاه هيچ اختیار و مسئوليتي در آن نداشت، حدود 50 سال بر این مملکت ديكتاتوري کردند. حالا آیا توقع دارید که ولايت فقيه با اختيارات مطلقه اش که در مقابل هيچ نهاد بشري هم مسئول نيست، به  ديكتاتوري نیانجامد؟ متاسفانه پیشنهاد هایی هم که برای محدود کردن قدرت ولی فقیه در آن زمان ارائه شد( محدودیت دوران زمامداری به ده سال و نهایتا با یک بارامکان تمدید و نظارت بر عمکرد ولی فقیه) - علیرغم تصویب اولیهبه متن قانون راه نیافت. این تغییراتافزایش اختیارات و کاهش شرائطبا توجه به واقعیتهای ملموس آن روزها عدم درایت آن شورا را بیشتر عیان می سازد.

اشتباه دهم در جمهوری اسلامی، تصمیم خبرگان در سال 1368 در تعیین جانشین برای مرحوم آیت الله خمینی بود. نتیجه  تصمیم اشتباه آن روز را امروز به خوبی می بینیم. فجایع سال 1388  نشان مي دهد كه تصميم مجلس خبرگان درسال  1368 تصميم صحيحي نبود. 20 سال حكومت آیت الله خامنه ای، نشان مي دهد كه امروز مردم اراده و خواست ملی را بيشتر به منش و روش آزادی خواهانه و حق طلبانه آيت الله منتظري نزديك مي دانند و در حال مقابله و نقد سياستهاي غیرمدبرانه و استبدادی آيت الله خامنه اي هستند. اين نشان مي دهد که بعد ازگذشت 20 سال، مردم نسبت به اشتباه بودن آن تصمیم از خودعكس العمل نشان مي دهند. امروز اکثر نخبگان و مردم بر این باورند که خطاي بسيار بزرگي در سطح مديريت كلان ايران اتفاق افتاد و آن خطا در تعیین رهبربود. شيوه مديريت آيت الله خامنه اي بخصوص در وقايع اخير، گویای عدم توانایی ایشان درمدیریت کشور بر اساس ضوابط اسلامی و قانونی است.

·   
منظور شما اين است كه انتخاب آيت الله خامنه اي اشتباه استراتژيك  مجلس خبرگان بود و باید کس دیگری انتخاب می شد؟
 
اتفاقاتي كه در جمهوري اسلامي افتاده -خوب يا بد- نتيجه مديريت و رهبري مطلقه آيت الله خامنه اي استمنظور من اين نيست كه اگر کس دیگری را به جای ایشان بنشانيم مملكت گلستان مي شود، مشکل ایران مشکل ساختاری است. اما بر این باورم كه دو خطا در این مورد اتفاق افتاده است: خطای اول مربوط به اصل تئوري ولایت مطلقه فقیه است. این تئوری در ذات خود بحران زا، منشأ استبداد دینی، تجسم دیکتاتوری و باعث وهن اسلام و تشیع است. خطاي دوم  در مصداقی است که برای آن یافته اند. حال اگر بر اساس آن تئوری مخدوش، قرار بود مصداقی بیابند، این مصداق می بایست امتحانات علمی و عملی فراوانی را از سر گذرانیده باشد. اعلمیت فقهی، سرآمدی در عدالت و تقوی، و توانمندی در تدبیر و زمامداری لازمه چنین مقامی است. استناد به وصیت موهوم آیت الله خمینی فاقد کمترین مستند شرعی و فقهی است. فقیه اگر ولایتی دارد مربوط به زمان حیات خود است و قول به چنین ولایتی برای بعد از ممات بدعتی است که حکومت اسلامی را به سلطنت ولایتعهدی و چه بسا موروثی تبدیل می کند. ترکیب این دو خطا ما را امروز به جایی رسانده که کشور توسط يك حكومت نظامي اداره مي شود، دموكراسي برباد رفته، حقوق بشر نقض شده، قانون اساسی زیر پا گذاشته شده، آبروی دین و مذهب لکه دار شده و عملا کشور بر خلاف خواست مردم اداره می شود.

ورود نظامیان به عرصه سیاست و دروغگویی نهادینه

 
وارد كردن نظاميان به عرصه سياست ، یازدهمین اشتباهی بود که جمهوری اسلامی مرتکب شد. در دهه اول انقلاب ما شاهد بوديم كه هر زمان كه تمایلی برای ورود پاسداران به عرصه سياسي ابراز می شد، مرحوم آيت الله خميني مي گفتند كه نظامیان  حق ورود به سياست را ندارند. اما امروز به جرات می توان پرسید که كدام امور کشور در دست غیر نظامیان است؟ نبض اقتصاد ما در دست سپاه پاسداران است. در امور مجريه بسياري از سپاهیان لباس شخصی بر تن کرده اند  و شده اند وزير، معاون وزير،معاون رئيس جمهور و ...  در قوه مقننه رئيس مجلس و بسیاری از نمایندگان  نظامی هستند. سپاه در قوه قضائيه هم نفوذ غير قابل انكاري  دارد. اطلاعات سپاه نقش انکارناپدیری در فجایع بعد از انتخابات داشته است


 
خطاي دوازدهم جمهوری اسلامی، آغشته کردن سیاست به دروغ است