اخبار رسیده

 

هدف ما فقط اطلاع رسانی است و برای این کار بریده اخبار را از منابع خبری گوناگون به شما منتقل می کنیم.
نوع بیان و شیوه نگارش اخبار به معنای رد و یا قبول نظر نگارنده از جانب ما نمی باشد.


اخبار قدیمی ...

اخبار رسیده 1      خبار رسیده 2    اخبار رسیده 3    اخبار رسیده 4

1:51 عصر پنج‌شنبه، 14 آبان 1388

نگرانی در مورد وضعیت نامعلوم دختران بازداشت شده در راهپیمایی ۱۳ آبان

در حالی که به گفته شاهدان، در میان صدها تنی که در تظاهرات روز 13 آبان بازداشت شده‌اند، تعداد زیادی دختر وجود دارند، مکان نگهداری آنان مشخص نیست. روز چهارشنبه صدها تن از هوادران جنبش سبز در تظاهرات 13 آبان تهران بازداشت شدند.

 

به گزارش هم‌میهن نبوز، بیشتر بازداشت شدگان در خیابان های اطراف میدان های هفتم تیر و ولیعصر توسط نیروهای بسیجی دستگیر شدند. به گفته شاهدان دست کم یک اتوبوس پر از دختران بازداشت شده از خیابان بهار تهران به مکان نامعلوم برده شده اند. ده ها دختر دیگر نیز در خیابان های و کوچه های دیگر بازداشت شدند.

نگرانی از وضعیت زنان و دختران بازداشت شده از آن رو بیشتر شده که تهران روز چهارشنبه شاهد برخورد بسیار خشن و توجیه ناپذیر نیروهای یگان ضد و شورش و بسیج با مردم بود و تصاویر ویدیوئی منتشر شده نشان می دهد بخش بزرگی از این خشونت ها علیه بانوان صورت گرفته است.

این در حالی است که خانواده های دختران بازداشت شده با وجود پیگیری های مختلف هنوز اطلاعی از محل نگهداری عزیزان خود ندارند.

ابتدا گفته شد که دختران بازداشتی به پایگاه مقداد در خیابان آزادی منتقل شده اند اما پس از پیگیری این مساله تکذیب شد.

همچنین از بازداشتگاه های خیابان وزرا، خیابان شاهپور و پلیس امنیت و زندان اوین به عنوان محل نگهداری دختران دستگیر شده یاد می شود اما در هیچ یک از این محل ها پاسخ روشنی به خانواده های دختران بازداشت شده داده نشده و نگرانی خانواده ها همچنان ادامه دارد.

تا آخرین ساعات چهارشنبه شب، ده ها تن از خانواده ها در جستجوی یافتن اطلاعی از وضعیت عزیزان خود در برابر این بازداشتگاه ها حضور داشتند.

مهدی کروبی پیش از این از آزار جنسی برخی بازداشت شدگان رویدادهای پس از انتخابات خبر داده بود.

 



 

دکتر نژاد حسینیان معاون سابق امور بین‌الملل وزارت نفت خبرداده است: اگر حجم صادرات گاز به هند و پاكستان روزانه 60 میلیون متر مكعب باشد، از جیب مردم ایران روزانه 25 میلیون دلار به هندی‌ها و پاكستانی‌ها تخفیف داده می‌شود و اگر 150 میلیون متر مكعب در روز صادر كند، میزان تخفیف روزانه بالغ بر 55 میلیون دلار خواهد شد و در دوره 25 ساله قرارداد برای حالت اول 225 میلیارد دلار و برای حالت دوم 495 میلیارد دلار تخفیف داده می‌شود. به طور خلاصه قرار است برای رفع تنش بین هند و پاكستان از طرف هر ایرانی 2.3 تا 7 میلیون دلار به شركت‌های گاز هند و پاكستان كمك بلاعوض شود
اصرار به امضای آن حتی با قیمت های پائین دارند تا به مردم بگویند قراردادی را كه چندین سال در دست مذاكره بوده و دو دولت قبلی نتوانسته بودند آن را امضا كنند، ما با قاطعیت امضا كردیم
با توجه به اینکه این قرارداد باید در مجلس تصویب شود، باید همه مردم را از خیانتی که برای 25 سال دامن کشور را خواهد گرفت، آگاه کنیم و از نمایندگان خود بخواهیم جلو آنرا بگیرند. لطفا این ایمیل را برای همه کسانی که می شناسید بفرستید

 

 

بابک داد:
"
شكار انساني هدفمند" دختران معترض در سيزده آبان!

براي دستگيري هر شهروند معترض، تا 300 هزار تومان به سركوبگران "دستمزد" داده اند!

اگرچه تخمين آمار بازداشتي هاي راهپيمايي سيزده آبان آسان نيست، اما بنا بر شنيده ها از شهرهاي مختلف و تهران، در اين روز در سراسر كشور جمعيتي نزديك به 1000 نفر دستگير شده اند كه در تهران اين رقم بيش از 800 نفر برآورد مي شود. هرچند گفته مي شود برخي از آنها در همان ساعات نخستين آزاد شده اند، اما گزارشهاي مختلف مي گويند هنوز بيش از نيمي از دستگير شدگان در زندانها هستند و خانواده هاي زيادي مقابل دادستاني، ستاد نهي از منكر خيابان وزرا، زندانها و ادارات اطلاعات شهرهاي شيراز، تبريز، مشهد، اراك، همدان و اصفهان سرگردان و نگران سرنوشت عزيزان خود هستند. در روز سيزده آبان فقط 5 خبرنگار خارجي، بيش از 12 فعال دانشجويي و صدها شهروند معترض دستگير شدند و اين با آمار 67 نفره كليه بازداشت شدگان از سوي مسئولان حكومتي هيچگونه مطابقتي ندارد و اين تعداد آمار منتشره فقط محدود به ميدان هفت تير تهران است! در صورتي كه بازداشتهاي فله اي معترضان در خيابانهاي ديگر تهران مثل وليعصر، كريمخان زند، طالقاني، يوسف آباد و تجريش و رسالت تا عصر به بيش از 700 نفر مي رسيد. اين تعداد بر اساس شمارش اتوبوسهاي حامل دستگيرشدگان در چندمحل مذكور برآورد شده كه از جمله بيش از سي و پنج دستگاه اتوبوس،از شب قبل در ورزشگاههاي شيرودي و كبكانيان در ميدان هفت تير تسط شهروندان و هسمايگان ديده شده اند.
گزارشهاي شهروندان از سراسر كشور و تهران حاكي است دختران و زنان بدليل حضور در صف اول، مورد هجوم وحشيانه تري قرار گرفته و تعداد بيشتري از آنان دستگير شده اند و در سراسر كشور به طور سازماندهي شده اي، هجوم پليس وبسيجيان و پاسداران به دختران و زنان، گسترده تر از قبل بوده است.
در شيراز موتور سواران بسيجي دختران را از روسري و موهايشان مي گرفتند و به زور سوار بر ترك موتورها كرده و از دسترس ساير تظاهركنندگان يا خانواده دور مي كردند. در تهران و برخي شهرهاي ديگر مثل شيراز و اصفهان و مشهد، نيروهاي سركوب براي دريافت بيشترين "دستمزد"ي كه گفته مي شود براي دستگيري هر "اغتشاشگر" به بسيجيان و مأموران سركوبگر داده مي شود، بيشترين "شكار انساني" خود را روي دختران و زنان متمركز كرده و بدليل كثرت شمار آنها، تعداد بسياري از زنان و دختران به زندانهاي خارج از تهران منتقل شده اند. بر اساس اخبار براي حضور نيروهاي بسيج در "صحنه انقلاب!" در 13 آبان از 200 تا 600 هزار تومان دستمزد داده شده و براي دستگيري هر يك از اغتشاشگران، تا سيصد هزار تومان پاداش به آنها داده شده است. همين امر "شكار انساني" دختران جوان را براي بسيجيان "سودآور" كرده بود و باعث دستگيري هاي گسترده دختران و زنان و حتي نگهداري شماري از آنها در پاركينگ منازل بسيجيان و پاسداران شده است.
نكته قابل توجه اينكه پليس كودتاچيان بدون اينكه بداند چند نفر را گرفته اند، توانسته آمار كل جمعيت معترضان را كشف كند! سردار رجبزاده فرمانده انتظامی تهران بزرگ با بيان اينکه بايد جمعبندی از تعداد دستگير شدگان در بخشهای مختلف داشته باشيم گفت: جمعبندی نهايی تعداد دستگيرشدگان تجمعهای غيرقانونی ۱۳آبان شنبه اعلام میشود. وي كه هنوز آمار دستگير شدگان را "جمع بندي" نكرده، توانسته "آمار كليه معترضان" را جمع بندي كند و گفته:" حدود ۳ هزار و ۵۰۰ نفر به صورت پراکنده در محدودههای فوق حاضر شدند و قصد ايجاد تجمعهای غيرقانونی را داشتند كه در همان مراحل اوليه با هستههای آنها برخورد شده است". اين در حالي است كه مسئولان قضايي از "رسيدگي قضايي" به پرونده دستگيرشدگان سيزده آبان تأكيد كرده اند.
در حال حاضر نزديك به هزار نفر از جوانان و مردم در اختيار شكنجه گراني هستند كه در اين چندماه بارها "رسيدگي قضايي" آنها، نتيجه اي جز تحويل اجساد زندانيان با بدنهايي شكنجه شده و آزار ديده در پي نداشته است!
اطلاع رساني براي نجات جان همه اسيران و زندانيان، دختران و پسران ايران، قبل از آنكه فرصت جنايات و تجاوزهاي تازه اي به كودتاچيان داده شود، يك وظيفه انساني است و تحت فشار گذاشتن حكومت براي آزادي فرزندان ايران، وظيفه ملي همه ماست. يا حق!


bazr1384@gmail.com

ستاره در اوین

گزارش از جلوی زندان اوين – 14 آبان

 

یک ساعتی است که از در اوین برگشتم اعصابم پاک بهم ریخته از شدت خشم دوست دارم فریاد بزنم. حدود ساعت 3 بود که یکی از دوستان زنگ زد و گفت که تعدادی از خانواده ها در جلوی اوین تجمع کردن. خیلی سریع خودمان را به اوین می رسانیم جمعیتی حدود 400 تا 600 نفر از خانوادها و فعالین اجتماعی در جلوی اوین تجمع کرده بودن. بعد ازحدود 10 دقیقه درب اوین باز شد و تعدادی سرباز و نیروی گارد مردم را به اطراف هل دادن. در همین هنگام ماشینی در جلوی اوین ظاهر می شود که مخصوص حمل محکومین است. تعدادی را از ماشین پیاده کردن که دستبند به دست داشتند. با دیدن این صحنه مردم شروع به دادن شعار کردن درست که نگاه کردم تعدادی از رفقا را در میانشان شناختم. مشخص بود که آنها را از بازداشتگاههای دیگر به اوین آورده اند. روی صورت تعدادی از رفقا آثار شکنجه دیده می شود. در این موقع تعدادی از رفقای بازداشتی شروع به شعار دادن کردن، قیافه رفیق رها و یاشار را دیدم که دستهای خود را به علامت پیروزی بالا گرفته بودن و شروع به دادن شعار مرگ بر دیکتاتور کردن. با دیدن این صحنه اشک در چشمانم جمع شد. قلبم داشت از جا کنده می شد. از دوستی که موقع دستگیری همراه رها و یاشار بوده شنیدم که رها تا موقع انتقال به ماشین نیروهای امنیتی همچنان درحال شعار دادن بوده . اگرچه همه را نمی شناختم اما همه ی قیافه ها آشنا میامدن. انگار سالهاست که می شناختمشان. از اینکه دوستانم را در دست دژخیمان گرفتار می ديدم و نمی توانستم کاری انجام بدهم بسیار خشمگین بودم. تصمیم گرفتم من هم همراه مردم شروع به دادن شعار کنم. در این هنگام نیروهای امنیتی با تهدید از ما خواستند که محل راترک کنیم و گفتند که اگر محل را ترک نکنیم ما را نیز بازداشت می کنند. اما مردم به آنها اعتنایی نکردن و همچنان به شعار دادن ادامه دادن. بعد از بسته شدن در اوین ما حدود 30 دقیقه آنجا ایستادیم که با تاریک شدن هوا و تهدید دوباره نیروهای امنیتی و انتظامی تصمیم گرفتیم آنجا را ترک کنیم. اما احساس می کنم  قلبم در هماجا در پشت درب اوین جا ماند. خشمم را فرو می خورم و به انتظار می نشینم تا در روزهای آینده در دل مبارزه و تظاهراتهای دیگر خشمم را برسر نیروهای سرکوبگر ارتجاع خالی کنم .

همچنین با خبر شدیم که تعدادی از دوستان دیگر نیز بازداشت شده اند و به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در پشت بازار کامپیوتر رضا منتقل شده اند. تا روزهای بعد .

 

سرنگون باد رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی

بر قرار باد انقلاب سرخ توده ای

 

پنچ شنبه 14 آبان 88

ساعت 6:10

 

 

چه خطرهایی جنبش سبز را تهدید می‌کند؟

خطر غفلت تاریخی و دستاوردهای فعلی جنبش

 

http://www.mowjcamp.com/article/id/62650

 

جنبش سبز ملت ایران را خطرات متعددی تهدید می‌کند. غفلت از این خطرات و خوش‌بینی به برطرف شدن خود به خودی آن‌ها سبب می‌شود ما هم گرفتار همان دشواری‌هایی بشویم که همواره در تاریخ ایران گریبان جنبش‌های آزادیخواه را گرفته است. متن حاضر به یکی از خطرهای اصلی‌ای که جنبش سبز را تهدید می‌کند یعنی خطر واگذاری دستاوردهای گذشته می‌پردازد. موج سبز آزادی از همه خوانند‌گان عزیز دعوت می‌کند به موضوع خطراتی که جنبش سبز را تهدید می‌کند به صورت یک فراخوان نگاه کنند، در جمع دوستان‌شان در این‌باره گفت‌وگو کنند، در وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌هایشان درباره‌اش بنویسند،‌ و اگر نیاز به فضایی برای انتشار آن داشتند به نشانی ما ایمیل بزنند:

 




جنبش سبز ایران تصادفاْ و به دلیل یک تقلب انتخاباتی سربرنیاورده است. این جنبش صرفا اعتراض به دولت غیرقانونی احمدی‌نژاد یا کودتای ۲۲ خرداد نیست. این جنبش به ناگهان در خرداد ماه ۸۸ و در جریان تبلیغات انتخاباتی متولد نشد. بلکه ما سبزها حاصل یکصد و پنجاه سال مبارزات ایرانیان برای حاکمیت قانون و عقلانیت در این سرزمین زرخیزیم. اگر به این ریشه‌های مستحکم پیوند نداشتیم، یک حاکمیت نظامی به آسانی می‌توانست ما را از بن برکند و خیال خودش و همه را راحت کند. پیوستگی به تاریخی صد و پنجاه ساله و آموختن از آن تجربیات است که ما را تا این‌جا شکست‌ناپذیر کرده است. برای کسانی که در این پیوستگی شک دارند، دو مثال می‌آوریم نشان دهیم این جنبش چگونه به لحاظ روش‌های مبارزاتی ادامه‌ ساده تاریخ آزادی‌خواهی در ایران معاصر است:

مثال اول: جنبش سبز ایران اعتراض خود به حاکمیت زور را با ریختن به خیابان‌ها و تسخیر عرصه‌های عمومی نشان می‌دهد. این کار البته در همه جای دنیا رایج است اما نه تنها یگانه راه مقابله با دیکتاتوری نیست، بلکه اصلی‌ترین راه آن هم نیست. مردم کشورهای دیگر حتی اگر از تظاهرات استفاده کنند،‌به اشکال دیگری از آن بهره می‌گیرند. با این حال در مورد خاص ایران، به رغم این که تا کنون پیشنهادهای متعددی برای مبارزه از طرق دیگر هم مطرح شده، اما همچنان تظاهرات خیابانی اصلی‌ترین روش مبارزاتی سبزهاست. تسخیر خیابان چرا؟ چون این روش دقیقا همان روش مشروطه‌خواهان، مبازران نهضت ملی و انقلابیون ۵۷ هم بوده است. تسخیر خیابان در تاریخ مدرن ایران اصلی‌ترین راه آزادی‌خواهی مسالمت‌آمیز و اعتراض و دولت‌های زورگو بوده است. ما در این راه ادامه‌دهنده‌ی مسیر آنهاییم

مثال دوم: رسانه‌ها و اذهان غربی از کاربردهای سیاسی وب‌سایت‌های تفریحی نظیر فیس بوک و توییتر در جنبش سبز شگفت‌زده‌اند. درست هم می‌گویند. اغلب‌ وب‌سایت‌های اینترنتی از اساس برای گذراندن اوقات فراغت طراحی شده‌اند. اما ایرانیان در تمامی جنبش‌های آزادی‌خواهی‌مان همواره از تکنولوژی استفاده‌های سیاسی و آزادی‌خواهانه کرده‌ایم: تکنولوژی چاپ موتور انقلاب مشروطه را راه انداخت، امواج رادیویی به نهضت ملی‌شدن صنعت نفت کمک کرد، نوارهای کاست رسانه‌ی انقلاب اسلامی بود، و حالا هم اینترنت در خدمت جنبش سبز است. اگر کسی جنبش سبز را در زمینه‌ی تاریخی‌اش نبیند از این نوع کاربرد تکنولوژی شگفت‌زده می‌شود، کما این که تولیدکنندگان نخستین نوارهای کاست اصلا فکرش را هم نمی‌کردند این تکنولوژی به جای ضبط و توزیع موسیقی‌ عامه‌پسند (که هدف اولیه آن بودابزاری شود برای ضبط و توزیع سخنان یک «آیت‌الله» و عاملی بشود برای فوران شعله‌های انقلاب در دورافتاده‌ترین نقاط کشوری مسلمان در خاورمیانه

دو مثال فوق به خوبی نشان می‌دهد چگونه برخی ساختارها و فرم‌های اجتماعی همواره به صورت ناخودآگاه در جامعه ما جاری بوده‌اند.

این‌جا سوالی که پیش می‌آید همان سوالی است که مهندس موسوی هم در بیانیه شماره ۱۴ به آن اشاره کرده است: «حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش چه سودی می‌برد؟»

در انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ دست کم هشتاد درصد مردم ایران مشارکت همدلانه داشته‌اند. مالک واقعی آن انقلاب ما مردم مبارز و آزادیخواه ایرانیم. کمتر کسی از ماست که خانواده‌اش از خروج شاه از ایران در دی ماه ۵۷ خوشحال نشده باشد. اما متاسفانه می‌بنیم این روزها جنبش سبز در معرض خطر بزرگ واگذار کردن این گذشته و حتی «انکار» آن است. اما آیا به صرف این که کودتاگران امروز «تصاحب‌کنندگان» نتایج انقلاب ۵۷ هستند، به معنای آن است که خودشان آفریننده‌اش بوده‌اند؟ آیا واقعا آن میلیون‌ها انسانی که روز ۱۲ بهمن ۵۷ به استقبال امام خمینی رفتند، همان حامیان دولت کودتایی احمدی‌نژاد بودند؟ نبودند و ما نباید به صرف این‌که آن‌ها از انقلاب دفاع می‌کنند، به آسانی دست از مالکیت‌مان بکشیم. ما آزادی‌خواهان سبز خودمان آفریننده انقلاب اسلامی ۵۷ بودیم، آن انقلاب در ادامه مسیر انقلاب مشروطه و نهضت ملی بود و این جنبش سبز ادامه‌ی تمامی آن‌هاست.

به همین قیاس مالک واقعی افتخارات هشت سال جنگ تحمیلی نیز ما مردم ایرانیم. کدام یک از ماست که در خانواده‌اش دست کم یک شهید یا جانباز تقدیم این مبارزه نکرده باشد؟ کدامیک از ماست که در محله‌اش کوچه‌ای نام شهید بر خود نداشته باشد و آن شهید از همان محل برنخاسته باش؟ همین مایی که زیر بار کودتا نمی‌رویم، زیر بار صدام هم نرفتیم و جلویش ایستادیم. حالا به چه دلیل باید زیر بار زورگویانی برویم که ادعای مالکیت بر انقلاب اسلامی و جنگ هشت ساله می‌کنند؟

خطری که جنبش سبز را تهدید می‌کند این است که به آسانی از ادعای مالکیت انقلاب و جنگ دست بشوید و آن را دو دستی تقدیم کودتاچیان کند، انقلاب و جنگ سرمایه‌های آزادی‌خواهی ما هستند و جنبش ما به بهترین شکل می‌تواند از آن سرمایه‌های در راه انسانیت بهره بگیرد نه این که آن را در چنگال زورگویان و قدرت‌طلبانی که امروز در سپاه و بسیج جمع شده‌اند رها کند.

کسانی در میان ما سبزها انقلاب اسلامی را به واسطه‌ی وضعیت غیردموکراتیکی که پس از انقلاب به تدریج شکل گرفت انکار می‌کنند. به نظر ما این کار ناشی از نادیده‌گرفتن این حقیقت است که در تاریخ معاصر ایران تمامی جنبش‌های آزادی‌خواهی به همین سرنوشت دچار شده‌اند. این غفلت ممکن است منجر به غفلت از آینده جنبش سبز پس از پیروزی آن نیز بشود، چرا که این خطری است که همین جنبش را هم تهدید می‌کند و باید نسبت به آن هوشیار بود. همچنان که روش‌های آزادی‌خواهی همچون یک ساختار ثابت همواره در جامعه ما تکرار شده‌اند، غلبه دیکتاتوری بر قانون‌گرایی نیز همچون یک ساختار همواره در جامعه ما تکرار شده است. اگر جامعه تغییر نکرده باشد، پیروزی جنبش سبز نیز (همانند پیروزی انقلاب مشروطه و نهضت ملی و انقلاب اسلامی) تضمینی بر تداوم عقلانیت و پاسداشت حقوق ملت نیست. فرض بگیریم که همین اتفاق افتاد و جنبش سبز پیروز شد و پس از مدتی بار دیگر قوانین ملی زیر پا گذاشته شد. آیا بجاست که مبارزان نسل بعد در مبارزات‌شان جنبش سبز را انکار کنند؟ قطعا چنین نیست


 
به عبارت دیگر قضاوت درباره‌ی انقلاب با توجه به وضعیتی که سال‌ها بعد در ایران جاری شد، مانند انکار انقلاب مشروطه است از منظر دیکتاتوری محمدعلی‌ شاهی یا ضعف احمد شاهی. در حالی که آن خطا، خطای کل جامعه بود که دست از مبارزه برای آزادی کشید و  تسلیم تقابل دروغینی شد که می‌گفتیا مشت آهنین یا هرج و مرج». کیست که نداند وقتی رضاشاه تاج دیکتاتوری بر سر گذاشت، بسیاری از روشنفکران و مردم همین جامعه که از او مشتاقانه حمایت کردند؟

انکار انقلاب اسلامی به دلیل اعدام‌های سال ۶۷ مانند قضاوت درباره نهضت ملی شدن صنعت نفت است با توجه به دولت زاهدی. کیست که نداند روز ۲۸ مرداد همین مردم ایران بودند که شعار دادند «مصدق کله کدو سیاستش رفت لا پتو»؟ به همین قیاس، کیست که نداند پیش و بیش از هر کس دیگر، در عالی‌ترین سطوح رهبران انقلاب علیه اعدام‌های ۶۷ موضع‌گیری شد و قبل از همه این آیت‌الله منتظری بود که در برابر این کشتارها ایستاد اما به جای آن که تایید و تشویق جامعه را بشنود همین جامعه او را با هزاران برچسب و شایعه طرد کرد؟

این‌ها مشکلات ساختاری جامعه ماست که اگر جامعه اصلاح نشود، با پیروزی جنبش سبز رفع نخواهند شد. چند صباحی (تاریخ نشان می‌دهد حداکثر کمتر از دو سال) وضع بر وفق مراد است و بعد دوباره همان آش و همان کاسه. کمااین که کمتر متخصص علوم سیاسی است که احساس کند تلقی این‌ روزهای کودتاچیان از دو اصل «نظارت شورای نگهبان بر انتخابات‌ها» و «ولایت فقیه» در قانون اساسی جمهوری اسلامی ربطی به متن این قانون دارد. این در واقع همان ساختار سلطنت است که پس از چندی دوباره به جامعه ایران بازگشته. پس خطر اولی که جنبش سبز را تهدید می‌کند غفلت از تاریخ است، به دو معنا: واگذار کردن سوابق مبارزات آزادی‌خواهانه به کودتاچیان، بی‌توجهی به تمایل جامعه به بازگشت وضعیت قبل.

 

 

============================================

اجسادی که پاکستان تحویل داده شدند با بمب کشته نشده اند

2009,10,25

بی بی سی اردو اجساد پنج شهروند پاکستانی در مرز تفتان به مقامات پاکستانی تحویل داده شدند که طبق گزارش بی بی سی از تفتان این افراد مرگ آنها با انفجار نبوده است و از ظاهر بدن آنها معلوم می شود که آنها در بمب گذاری کشته نشده اند.
 

به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از بی بی سی اردو اجساد پنج شهروند پاکستانی در مرز تفتان به مقامات پاکستانی تحویل داده شدند که طبق گزارش بی بی سی از تفتان این افراد مرگ آنها با انفجار نبوده است و از ظاهر بدن آنها معلوم می شود که آنها در بمب گذاری کشته نشده اند.

 
طبق گزارشهای خبرنگار تفتان از پیشین پاسداران رژیم پس از عملیات استشهادی پیشین سرباز به سوی مردم عادی تیراندازی کرده و موجب شهادت بسیاری از شهروندان عادی شدند و همین طور گزارشها از دیگر نقاط بلوچستان حکایت از خشم پاسداران و حمله به سوی مردم عادی می باشد که احتمالا این پاکستانی ها قربانی چنین جنایتی شده اند و جالب است که طبق گزارش بی بی سی چهار تن از این پنج نفر از قوم پشتون و از منطقه پشین در مرز پاکستان و افغانستان و یکی دیگر از شهر کویته پاکستان بوده است و معلوم نیست این افراد که طبق قول مقامات ایرانی بدون پاسپورت بوده اند چگونه در گردهمائی سپاه پاسداران در پیشین سرباز شرکت کرده اند همانگونه که دوست عزیز کریم بلوچ در مقاله ای بدان پرداخته اند و این دروغ پراکنی رژیم را ثابت می کند و شاید رژیم قصد دارد به خانواده این افراد پشتون در پشین که در مرز افغانستان قرار دارد بگویند که این افراد توسط جنبش کشته شده اند تا بدین صورت از آنها برای اهداف خود استفاده نمایند و به هر صورت این موضوع خیلی مشکوک است اما یکی از مسئولان پاکستان گفته است اجساد را برای تحقیق بیشتر به پزشکی قانونی می برند تا علت مرگ افراد مشخص شود.

 

لینک خبر در بی بی سی
 

http://www.bbc.co.uk/urdu/pakistan/2009/10/091023_iran_bodies.shtml

 

رد پای رژیم تهران در انفجارهای مرگبار بغداد

2009,10,2

این نخستین بار نیست که رژیم اسلامی به چنین جنایات برون مرزی دست می یازد . چرا که هربار در تنگنای چالشی خارجی به دام افتاده است ، کوشیده تا افکار عمومی جهانی را به موضوعی بیرون مرزهای خود سوق دهد .
 

 

یکی از خوانندگان از تهران: امروز بخش های خبری تلویزیون رژیم تصاویری تکان دهنده از دو انفجار در شهر بغداد را نشان داد . این تصاویر که توسط خود گزارشگر صدا و سیما مستقر در محل حادثه تصویربرداری شده بود ، نشان می داد که بر اثر دو مورد عملیات انتحاری ، چندین ساختمان آسیب های سخت دیده اند و شمار بسیاری اتومبیل منهدم گردیده است.
گزارشگر که با هیجان بسیار اماکن مورد حمله را از روی پشت بام دفتر محل کار خود در بغداد نشان می داد ، از میان دودی که به هوا برخاسته بود ، عوامل تروریستی را عامل چنین بمب گذاری هایی خواند . در حالی که همگان می دانند بزرگی چنین حوادثی همواره نشان داده که یک گروه کوچک تروریستی نمی تواند دست به چنین عملیات مهیبی بزند و بی تردید دست تشکیلاتی عظیم مانند تشکیلات دولتی کشورهای دیگر در کار است ؛ و چه تشکیلاتی بزرگتر و با نفوذ تر از تشکیلات آدمکشی و تروریستی سپاه پاسداران حاکم بر ایران !؟
این نخستین بار نیست که رژیم اسلامی به چنین جنایات برون مرزی دست می یازد . چرا که هربار در تنگنای چالشی خارجی به دام افتاده است ، کوشیده تا افکار عمومی جهانی را به موضوعی بیرون مرزهای خود سوق دهد . بر این پایه ، بیراه نیست اگر باور داشته باشیم این رژیم ضد بشری این روزها که در بن بست مذاکرات هسته ای دست و پا می زند ، بکوشد یک بار دیگر با انحراف افکار عمومی جهانی از موضوع پرونده خود ، برای رهایی از این بن بست و خریدن وقت راهی بجوید و بر اساس خوی دیرین ، همان راهی را برود که می شناسد ؛ یعنی انجام یک سلسله عملیات تروریستی در کشورهای همسایه ؛ تا به خیال خود انگشت اتهام را به سوی کشورهای غربی نشانه برود و خود را از زیر ذره بین بزرگی که نظاره گر اعمالش شده ، رها سازد . غافل از آن که نه تنها مردم ایران که مردم دیگر کشورها می دانند دشمن اصلی آزادی در منطقه و جهان کیست . همچنان که وقتی گزارشگر رژیم با مردم بغداد مصاحبه می کرد هیچ کدام از آنان آمریکا یا دیگر دولت ها را زیر سوال نبردند بلکه همگی گفتند که کار ، کار تروریست هاست !
یکی از آن ها می گفت ما سالها از دست صدام کشیده ایم و حالا این تروریست ها که معلوم نیست چگونه به کشور ما نفوذ کرده اند ، دارند جان مردم ما را می گیرند . اگر مقصود وی آمریکا و دولت های غربی بود ، که نیاز نداشت بگوید نمی داند چگونه « نفوذ کرده اند » ، می گفت این ها کشور ما را اشغال کرده اند و بقیه ماجرا .
 

دنیا برای رهایی از جنایات تروریستی چاره ای ندارد که بررسی پرونده هسته ای را مختومه اعلام کرده و فرصت را برای همیشه از دست رژیم اسلامی بگیرد و از هر راه ممکن ، پرونده خود این رژیم را ببندد.

Source: http://www.iranpressnews.com/source/067325.htm
 
 

مرزبانان پاکستان 11 پاسدارايرانی را بازداشت کردند

2009,10

مرزبانان پاکستان يازده تن از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بازداشت کرده اند.
 

خبرگزاری رويترز بنقل از يکی از مسئولان مرزی پاکستان می گويد اين افراد امروز در منطقه مشخل Mashkhel پس از عبور بداخل پاکستان بازداشت شدند. اين مسئول مرزی پاکستان افزوده اين موضوعی جدی است و آنها در حال تحقيق هستند تا ببينند اين پاسداران به چه علت وارد خاک اين کشور شده اند. يکی ديگر از مسئولان مرزی پاکستان گفته است افراد بازداشت شده گفته اند آنها در تعقيب اعضای جندالله در نزديکی مرز بوده اند و تصادفا وارد خاک پاکستان شده اند. گروه جندالله مسئوليت سوء قصد انتحاری اخير در سيستان و بلوچستان ايران را برعهده گرفت. در آن انفجار ۴۱ نفراز جمله چند تن از فرماندهان سپاه پاسداران کشته شدند. ايران می گويد گروه جندالله درداخل پاکستان مستقر است اما پاکستان اين ادعا را رد می کند.

پاکستان ماموران ایرانی را آزاد کرد

2009,10,27

دولت ایران طرحی را برای ایجاد یک حصار مرزی در این منطقه در دست اجرا دارد که هدف از آن را جلوگیری از رفت و آمد قاچاقجیان و عناصر خرابکار توصیف کرده است.
 

ارتش پاکستان مرزبانان ایران را که به دلیل عبور غیرقانونی از مرز بازداشت کرده بود آزاد کرده است.

روز سه شنبه، 27 سپتامبر (5 آبان)، منابع خبری دولت پاکستان اعلام کردند که ارتش این کشور یازده مامور مرزبانی ایران را که روز گذشته بازداشت کرده بود آزاد کرده و در مرز میرجاوه در استان سیستان و بلوچستان به مقامات ایرانی تحویل داده است.
این گزارش توسط منابع خبری ایران نیز تایید شده است هر چند برخی خبرگزاری های داخلی تعداد ماموران آزاد شده را هشت نفر گزارش کرده اند.
این افراد روز گذشته و پس از گذر از مرز مشترک با پاکستان توسط نظامیان پاکستانی بازداشت و به ورود غیرقانونی به این کشور متهم شدند.
آزادی ماموران ایرانی ظاهرا پس از مذاکرات مقامات دو کشور و توضیح درباره هویت و نحوه ورود آنان به خاک پاکستان صورت گرفته است.
به گفته مقامات ایرانی، افراد بازداشت شده از ماموران نیروی انتظامی جمهوری اسلامی و سرنشینان دو خودرو بودند که در تعقیب قاچاقچیان سوخت نا آگاهانه از مرز عبور کردند و بازداشت شدند.
در گزارش های اولیه، به نقل از سرتیپ پاسدار غلام نبی کوهکن، فرمانده مرزبانی استان سیستان و بلوچستان، تعداد بازداشت شدگان هشت نفر از عوامل نیروی انتظامی و سه نفر از قاچاقچیان توصیف شدند اما در گزارش های روز سه شنبه، آمده است که آزاد شدگان یازده مامور مرزبانی ایران بوده اند.
آقای کوهکن گفته بود که براساس پروتکل مشترک مرزی ایران و پاکستان، ماموران پلیس دو کشور می توانند در تعقیب مجرمان تا محدوده معینی وارد خاک یکدیگر شوند اما توضیح نداد که آیا بازداشت شدگان از این محدود فراتر رفته بودند یا نه.
وی گفت که پیش از این بارها پلیس پاکستان در تعقیب مظنونین وارد خاک ایران شده بود و افزود که "ما با احترام با آنان برخورد کردیم."
فرمانده مرزبانی استان سیستان و بلوچستان گفت که مرزبانان ایرانی در منطقه ای که خط مرزی کاملا مشخص نیست برای بازداشت سرنشینان خودرو متعلق به قاچاقچیان اقدام کردند اما در همین زمان، ماموران امنیتی پاکستان فرا رسیدند و ماموران ایرانی را همراه با قاچاقچیان بازداشت کردند و بعدا در اختیار ارتش پاکستان قرار دادند.
در اطلاعیه ارتش پاکستان شمار آزاد شدگان را یازده مامور مرزبانی ایران گزارش شده و به قاچاقچیان بازداشتی اشاره ای نشده است.
ماموران انتظامی یا پاسدار؟
در گزارش های اولیه از پاکستان، بازداشت شدگان عضو سپاه پاسداران عنوان شده بودند اما منابع ایرانی تاکید داشته اند که این افراد همگی از ماموران نیروی انتظامی بوده اند که در جریان یک ماموریت عادی تعقیب و گریز قاچاقچیان از مرز عبور کردند.

واقعه مرزی روز دوشنبه در حالی روی داد که در خلال روزهای اخیر، منطقه مرزی ایران و پاکستان مرکز توجه مقامات امنیتی و رسانه های جمهوری اسلامی بوده است.
روز یکشنبه، 18 اکتبر، بمب گذاری انتحاری در محل برگزاری مراسمی در یک منطقه مرزی ایران و پاکستان در استان سیستان و بلوچستان باعث کشته شدن بیش از چهل نفر، از جمله شماری از فرماندهان و اعضای ارشد سپاه پاسداران شد.
در پی این انفجار، گروه جندالله، به رهبری عبدالمالک ریگی، مسئولیت این حادثه را پذیرفت و برخی مقامات جمهوری اسلامی، علاوه بر اتهام متداول دست داشتن کشورهای غربی در این حادثه، افراد و نهادهایی در دولت پاکستان را مشخصا به حمایت از این گروه و پناه دادن به اعضای آن متهم ساختند.
همچنین، در واکنش به این بمب گذاری، بعضی مقامات جمهوری اسلامی و اعضای سپاه پاسداران خواستار آن شدند که به تلافی این حادثه، عملیاتی در داخل خاک پاکستان صورت گیرد.
دولت پاکستان رسما حضور عبدالمالک ریگی در خاک آن کشور و ارتباط جندالله با نهادهای رسمی خود را تکذیب کرد، اما بعضی ناظران هشدار در مورد "اجرای عملیات تلافی جویانه" در پاکستان را خارج از محدوده روابط دوستانه دو کشور و به معنی تهدید به نوعی تجاوز به حق حاکمیت پاکستان قلمداد کردند.
پس از انتشار گزارش عبور ماموران ایرانی از مرز در روز دوشنبه، یک مقام پاکستانی به خبرگزاری رویتر گفت که "مساله ای بسیار جدی" است و افزود که دلیل ورود این افراد به خاک پاکستان تحت بررسی قرار می گیرد.
در حالیکه گفته می شود سپاه پاسداران مسئولیت بیشتری در قبال حفاظت مرزی برعهده گرفته است، احتمال دارد مقامات پاکستانی عبور ماموران ایرانی از مرز را با اظهارات مربوط به انجام عملیات تلافی جویانه در آن کشور مرتبط دانسته و به همین دلیل نسبت به آن واکنش تندی نشان دادند.
همچنین احتمال دارد مقامات ایرانی هم پس از انتشار گزارش حادثه روز دوشنبه برای رفع نگرانی پاکستان تاکید ورزیدند که افراد بازداشت شده ماموران نیروی انتظامی بوده اند و ارتباطی با سپاه پاسداران نداشته اند.
ایران و پاکستان دارای حدود نهصد کیلومتر مرز مشترک هستند که با وجود نظارت مرزی، همچنان محل عبور و مرور غیرمجاز از جمله توسط قاچاقچیان است و دولت ایران طرحی را برای ایجاد یک حصار مرزی در این منطقه در دست اجرا دارد که هدف از آن را جلوگیری از رفت و آمد قاچاقجیان و عناصر خرابکار توصیف کرده است.

-------------------------------------------------------------------------------- 
 

Source: http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/10/091027_he_pakistan_release.shtm
 
 

ترور دو مامور امنیتی در شهرستان ایرانشهر یک روز پس از انفجار پیشین

2009,10,2

شب گذشته دو تن از ماموران موتور سوار گشت زن کلانتری ایرانشهر توسط افراد مسلح ترور شدند
 

اوضاع همچنان در ایرانشهر ملتهب است و اوضاع به شدت امنیتی است. هر گونه حرکات مشکوک کنترل می شود. و از افراد عادی هم بازرسی بدنی می شود. روز گذشته نیز هنگام انتقال مجروحین حادثه پیشین به بیمارستان خاتم الانبیا ایرانشهر پرسنل این بیمارستان به شدت کنترل می شدند و بیمارستان از ساعت 10 صبح تا 15 بعد از ظهر تحت محاصره و کنترل گارد امنیتی بودو اوضاع همچنان متشنج است.

 
 
 

خبر مهم: ماموران سپاه پس از انفجار به سوی مردم بلوچ که از صحنه دور بودند تیراندازی کردند

2009,10,20

 
 

به گزارش آژانس خبری تفتان از پیشین بعد از عملیات استشهادی پیشین و هلاکت فرماندهان سپاه پاسداران ماموران سپاه به سوی مردم عادی که از صحنه دور بودند آتش گشوده و موجب جراحت و کشته شدن بسیاری از مردم عادی شدند.
 

 

طبق گزارشهای مردمی شهید عبدالواحد محمدی در نقطه ای عملیات را انجام داده بود که تماما فرماندهان نظامی و پاسداران و یا مخبرها و جاسوسها بودند و او که با یک شگرد نظامی خود را به شوشتری رسانده بود عملیات را انجام داد و پس از انفجار و هلاکت شوشتری سپاهیان دیوانه وار به سوی مردم عادی شلیک کرده و موجب زخمی شدن و کشته شدن بسیاری از مردم شدند.
نیروهای اطلاعاتی و نظامی مردم را تهدید کرده اند که این اخبار را منتشر نکنند و حتی بسیاری از کسانی که با گلوله پاسداران زخمی شده اند در بیمارستانها به سر می برند و کسی نمی تواند با آنها ملاقات کند و احتمال دارد توسط وزارت اطلاعات سر به نیست شوند تا خبر تیراندازی به مردم منتشر نشود.

 

اشغالگران فارس در رؤيای سرداری

2009,10,21

سپاه ضد بشری با "سرداران" قلابی و بزدلش می خواهد آنچه را که ارگانهای سياسی، پليسی، اطلاعاتی و نظامی حکام در طول ۳۰ سال حکومت ننگين و شيطانی خود نتوانستند دربلوچستان انجام دهند به واقعيت برساند.
 

مافيای سپاه پاسداران برای سرکوب وحشيانه مردم بيگناه در سرزمين اجدادی مان بلوچستان رسما مسئوليت " ايجاد امنيت" برای اشغالگران فارس را به عهده دارد.

به زعم خودشان از جامعه بلوچستان و فرهنگ مردم بلوچ آشنايی دارند و می خواهند با طرحهای ضد انسانی آزمايش نشده در بين مردم مان جا باز کنند و با زور و تزوير به ايجاد اختلاف بين مردم بلوچ و با سوءِ استفاده جنون آميز از تعدادی فريب خورده به جنگ با مبارزان انقلابی بلوچستان بروند و بقول
خودشان" کار را يک سره" کنند.

جلادان با تجربه ای چون نورعلی شوشتری ، محمد زاده و سرکردگان انسان کـُش اطلاعاتی با همکاری تنگاتنگ سليمانی خبيث (نماينده خامنه ای) و علی محمد آزاد ( استانداربيگانه ) با روی هم گذاشتن تمام تجارب مخرب و ضد انسانی شان آميخته با تعصب جنون آميز مذهبی مرحله ای پيچيده تردر جنگ نابرابر و جناياتشان بر عليه مردم بلوچ را آغا ز کردند.
يکی از تاکتيکهای جديد اين اشغالگران احيا سيستم از بين رفته قبيله ای و سرداری در بلوچستان و سرمايه گذاری کلان در عقب نگهداشتن جامعه مان هست.
زمانی اين تاکتيک شيطانی و فاجعه بار آشکار تر می شود که به نکته ذيل توجه کنيد..

همانگونه که اکثرا واقف هستند کلمه "سردار" در سپاه پاسداران مافيايی يک رتبه نظامی است. سرکردگان مافيايی سپاه به عمد و آگاهانه در بلوچستان کلمه "سردار" را بيش از حد برای خطاب به همديگر استفاده می کنند. در فريبکاريهای "همايش طايفه ای " اين کلمه يعنی "سردار" از هر طرف می بارد. تا با آميختن مفهوم سنتی اين لغت طوری وانمود کنند که سرکردگان خونخوار سپاه علاوه بر دارا بودن رتبه سرداری نظامی، در بلوچستان اشغالی "سردار" به مفهوم سنتی آن نيز هستند. کار بدانجا کشيده که حتی چند تن از شکنجه گران و قاتلان زابلی نيز "سردار" خطاب می شوند.

اما آنکه گستاخانه فکر می کرد که "سردار بزرگ " بلوچستان است يعنی شوشتری بيگانه
با چند تن ديگر از نوچه "سردار"های فارس به درک واصل شدند و به گوش ناشنوای آخوند خامنه ای و
باقيمانده "سرداران" مافيايی هم رسيد که بلوچستان "سردار" پذير نيست.
اين بيخردان فکر می کردند که با آوردن شوشتری از نيشابور و به وی " سردار بلوچستان" خطاب کردن کار تمام است. آنها ناشيانه فکر می کنند که با يک تير چند نشان می زنند هم می توانند نظام ازبين رفته قبيله ـ سرداری را در بلوچستان احيا کنند و هم "سردار"جنايتکارفارس به بلوچستان وارد کنند،
جنبش همه گير ملی بلوچستان را سرکوب کنند و به فارس تازی و غارتگری های هشتاد ساله خود در سرزمين طلايی بلوچستان ادامه دهند.


اما شيرمردانی چون شهيد عبدالواحد محمدی همچنان وجود دارند تا خواب و رويای "سرداری" اشغالگران فارس را بر اين آب و خاک و در اين سرزمين تاريخی به هيچ تبديل کنند.
فداکارانی که با ايمان و ايثار برای دفاع از مردم بيگناه و بی دفاع خويش شهادت را در راه حق آگاهانه برمی گزينند.
ملت بلوچ طی هزاران سال در مقابل بيگانگان مقاومت کرده و همچنان با ابهت و افتخار ايستاده و خواهان حقوق ملی و آزادی است. مردم بلوچ همراه و همگام با فرزندان مبارز، دلير و سرمچار خود برای رهايی خويش و آزادی سرزمين تاريخی بلوچستان به مبارزات بر حق ملی ادامه خواهند.


پروشت ءُ پروش بات ايران ءِ شيعی ـ فاشيستی حکومت
آزات ءُ آباد بات گنجين بلوچستان

محمد کريم بلوچ اکتبر ۲۰۰۹

Source: http://taptan2.blogspot.com/2009/10/blog-post_5411.html
 
 

دبير كل جمعيت حاميان ولايت فقيه: نباید کسی از طایفه ریگی در مدیریت استان نقشی داشته باشد

2009,10,23

عصر ایران :دبير كل جمعيت حاميان ولايت فقيه دلاور صيامي در نشست هفتگي جمعيت با اشاره به حوادث اخير در استان بلوچستان وبه هلاکت رسيدن سردار شوشتري گفت
 

 :مسئولين بايد درانتسابات خود توجه بيشتري داشته باشند نمي دانم چرا در استان حساسي چون بلوچستان اقوام آقاي ريگي فرماندار مي شوند ، اينگونه انتسابات از اشكالات امنيتي ما است.


وي در ادامه اظهار داشت: مسئولين بايستي در انتخاب و انتساب مسئولين علي الخصوص در مناطق بسيار حساس و تنش زاي كشور دقت داشته باشند و منافق روي اصلي خود رانشان نمي دهد و با لباسهاي مختلف ظاهر مي شود و ما هم باور مي كنيم و آنها را در مناسبي مي گذاريم كه نبايستي باشند و حتي ديده شده كه افرادي با ظاهر حزب اللهي وارد سيستم اجرايي كشور مي شوند اما آنها هنوز همان اعتقادات شاهنشاهي خود را دارند.


آژانس خبری تفتان :به نظر این متجاوز اصلا نباید ملت بلوچ در تعیین سرنوشت خود نقشی داشته باشند زیرا ملت بلوچ با متجاوزان دشمن هستند و از متجاوزان جنایتکار نفرت دارند و به نظر صیامی متجاوز باید بلوچستان کاملا در دست بیگانگان متجاوز و سرسپردگان خامنه ای باشد و بلوچها در سرزمین خود هیچ حق ندارند و در عمل هم زابلیها و متجاوزان این چیز را ثابت کرده اند.
 

Source: http://iranbbb.org/52795.htm
 
 

به سران انقلاب اسلامی که میخوانند بلوچستانی با امن داشته باشند

2009,10,26

 

میخواهم از عملیات انتحاری که در پیشین سراوان رخ داد برایتان بگویم هنگامیکه شنیدم که این عملیات توسط یک همشهری عزیز که از دوستان من بود اتفاق افتاد خیلی خوشحال شدم و انتظار نداشتم که برادر عبدالواحد این کار را انجام دهد و تا حالا که قبول نمیکنم ولی شاید کرده باشد .
 

 

زیرا برادر عبدالواحد از نیروهای انتظامی خیلی دلگیر بود و چندین بار این جوان را آزار و اذیت کرده بودند و میخواست به نحوی از این نیروها انتقام بگیرد.
بالاخره کارش را کرد بمب بر تنش بست و انتقام اذیت و آزارای که به این جوان کرده بود را گرفت
نصیحت من به سران جمهوری اسلامی اینست : که بیایید را صلح و تادیب را به کار گیرید و این را بدانید که از خشونت کاری پیش نمیرود همانطور که لقمان حکیم به پسرش گفت که آتش را هیچ وقت آتش خاموش نمیکند بلکه آتش را آب خاموش میکند.
بیایید با جوان مان آب باشید به جای کتک زدن و در سلول و زندان انداختن به آنها وقت دهید و به محبت و مرام رفتار کنید
بیایید به سر جوانان بلوچستان سرمایه گذاری کنید
بیایید مواد مخدر را از بلوچستان ریشه کن کنید چرا به قاچاقچیان مواد مخدر اچازه میدهید که به آسانی این پدیده شوم را در بین جوانان تقسیم کنند.
بیایید برای جوانان بلوچ استادیوم بزنید تا وقت فراغتشان را به ورزش طی کنند
چرا جوانان بلوچ را از رفتن به سکوی های قهرمانی باز میدارید و با تعصبی که دارید زابلی ها را جلو میکنید و جوانان بلوچ را با بهانه های واهی از رفتن به سکوهای قهرمانی باز میدارید.
چرا چند معلم ناکاره و بدون تجربه به بلوچستان میفرستید تا از دانش آموران بلوچ در کلاسهای ابتدایی رشوه بگیرد و تنبل بار بیاد و از رفتن به دانشگاهها باز بماند.
عزیزان اگر با جوانان ما با محبت رقتار کنید و حقوق ما را بدهید هرگز جوانان ما بلند نمیشوند و خلاف شما انتحاری نمیکنند
بیایید اگر شما میخواهید بلوچستان ما را آباد کنید و شما میخواهیم وحدت و انسجام برقرار شود با ما یکی باشید و دلهایتان صاف باشد و حقوق ما را بدهید و تعصبا ت مذهبی را کنار بگذارید .
و اگر این کارها را نکنید یقینا جوانان بلوچ بر خلاف شما قیام میکنند و به صف مخالفانتان می تازنند و مثل عبدالواحد انتحاری میکنند.
 

دلپل بلوچ