|
گزارش روز قدس سا ل 88 |
||
|
|
اولین روز قدسی بود که از خانه بیرون زدم. در این خفقان مردم باید از همه امکانات استفاده کنند. نبش خیابان اسکندری- آزادی بودم و با یأس به حامیان دولت نگاه می کردم که با کلاه زرد و پرچمهای جورواجور و قیافه های عقب مانده و بعضاً از خوردن ورم کرده از مقابل ما می گذشتند و مرگ بر منافق نثارمان می کردند. این دسته کوچک که از برابر ما گذشت، پشت سر آنها گروه گروه مردم با سبز و بدون سبز از راه رسیدند و در پیوند با هم شعار سر می دادند، دست می زدند و انگشتان پیروزیشان بالا بود. شعارها برخلاف سفارشات قبلی سبزها که سعی در محدود کردن داشتند رادیکال بود و به طور خودجوش از طرف مردم فریاد می شد. در عرض مدت کوتاهی حامیان دولت از وسط خیابان آزادی محو شدند و در پیاده رو در گروههای چهار پنج نفری و پراکنده شعار مرگ بر منافق می دادند اما بوسیله جمعیت بلعیده می شدند. همه شاد بودند و طنز می گفتند. دخترها هم دیگر را در آغوش می گرفتند؛ امید برگشته بود. و اما شعارها: منتظری صانعی- روحانی واقعی. یا حسین میرحسین. کروبی زنده باد- موسوی پاینده باد. کروبی دستگیر بشه- ایران قیامت میشه. ما اهل کوفه نیستیم- پول بگیریم بایستیم. مردم چرا نشستین- ایران شده فلسطین. تجاوز شکنجه دیگر اثر ندارد و یا اعتراف شکنجه دیگر اثر ندارد. مرگ بر دیکتاتور(شعار مداوم جمع بود). مرگ بر دروغگو. مرگ برجمهوری اسلامی. خامنه ای قاتل است حمایتش باطل است. مجتبی بمیری رهبری رو نبینی. فلسطین فلسطین- ما از تو بدتر هستیم. چه ایران چه غزه- کشتار مردم بسه. زندانی سیاسی آزاد باید گردد. مرگ بر ضرغامی. صدا و سیمای ما ننگت باد. دولت کودتا استعفا استعفا. نیروی انتظامی سبز تو هم قشنگه. نه غزه نه لبنان- جانم فدای ایران. این آخرین پیام است- ملت سبز ایران آماده قیام است. مرگ بر بسیجی. بسیجی حیا کن- مفتخوری رو رها کن. مردم در رویارویی با نمازگزاران: امام جمعه قاتله- نمازتون باطله. استقلال آزادی جمهوری ایرانی، شعاری بود که چند بار گفته شد ولی با شعار الله اکبر خاموشش کردند و کاملاً آگاهانه عمل می شد. تصویر بزرگی از خمینی و موسوی و کروبی در دست تعدادی از مردم بود. به طرفشان می رفتم و آهسته می گفتم نمی خواهین دست از خمینی بردارین؟ بعضی ها با کمی توضیح عکسها را پایین می آوردند اما دو نفر در داشتشنش مُصر بودند و معتقد بودند که موسوی ادامه راه امام است و احمدی نژاد دارد خط امام را نابود می کند. گفتم این سی سال خفقان و اعدامهای دهه شصت دستآورد خمینی نبود؟ و از آنها دور شدم. به سمت میدان انقلاب رفتم. نبش خیابان جمالزاده را با وانت بسته بودند تا مخالفان دولت به سمت نماز نروند. برگشتم چشمها از گاز اشک آور می سوخت مردم روزنامه آتش زده بودند. همان موقع باران گرفت و مردم فی البداهه گفتند: صلی علی محمد- اشک خدا در آمد. در اثر فشار مردم برای حرکت به طرف میدان بسیجی ها گاز فلفل زدند و مردم با آنها درگیر شدند که نیروی پلیس آنها را از هم جداکرد.( به گفته یکی از شاهدان) مردم گُله به گُله بحث می کردند و من گوش می دادم. یکی گفت: ما نیاز به حزب داریم که اگر این بد بود و نتوانست دیگری کار را به دست بگیرد. آن یکی گفت: نه اگر دولت لائیک باشد خیلی از مسائل حله. یک بسیجی می گفت چرا در روز قدس حرف از موسوی و انتخابات می زنید؟ خانمی گفت: تا توی کهریزک تجاوزه، فلسطین چه اهمیتی داره؟ بسیاری از مردم مسیرشان را عوض کردند و از سمت انقلاب به طرف میدان آزادی حرکت کردند. زنی سرش را در ماشینهایی که یک سره بوق می زدند می کرد و می گفت: دوستان گند زدیم به قدسشون و همه می خندیدند. مردم دست می زدند، شعار می دادند، یار دبستانی را خواندند، در حمایت از اشکان سهرابی و ندا و سهراب شار می دادند: ندای ما نمرده- ولایتست که مُرده. اشکان ما نمرده- این رهبره که مُرده. از تقاطع خوش- آزادی موتوریهای یگانه ویژه هجوم آوردند مردم پراکنده و دوباره جمع شدند. جماعت بسوی میدان آزادی می رفت در قسمتهایی انبوه و جاهایی پراکنده، اما می رفت. در بینشان شاید ده نفری با لات بازی به نفع دولت و رهبر شعار می دادند که به شدت خنده دار بود. در آزادی بعد از این که مردم یک بار دور میدان چرخیدند، نیروی انتظامی با باتوم حمله کرد و سعی در پراکندگی مردم داشت. غروب مطلع شدم که جوانی بر اثر ضربه باتوم در کماست. تعداد زیادی بازداشت شده اند. باهنر نماینده مجلس به دولت به دلیل رفتار خشن با مردم در روز قدس اعتراض فرموده اند!! مادر سهراب اعرابی با عکس پسرش پر شور شعار می داد و مردم بشدت حمایتش می کردند. با دوستانم تماس گرفتم که در کریمخان و بلوار و کارگر شمالی و جنوبی بودند، گفتند جمعیت عظیمی اینجا حضور دارند اما بعداز حمله نیروی انتظامی و فرار مردم نرده های کنار خیابان کنده شده اند. دیدن چند موتور پلیسِ به آتش کشیده شده سردی روزهای سپری شده را از تنم گرفت و گرمم کرد. شب ساعت ده، بعد از مدتها سکوت، الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور و... درفضای شهر طنین باشکوهی داشت. « ارسالی به زنانی دیگر» |
|
|
|
|
|